انقلاب اسلامی ایران
بسیاری
از صاحب نظران و پژوهشگران، معتقدند که انقلاب اسلامی ایران یکی از عوامل
مهم و تاثیرگذار در پیشبرد روند بیداری و آگاهی مسلمانان و افزایش فعالیت
های موثر اسلامی در جوامع مسلمانان بوده است. از این رو، در مقاله حاضر به
برخی از این آثار می پردازیم در آغاز مقاله به وجوه مشترکی که زمینه
تاثیرگذاری متقابل انقلاب اسلامی و جنبش های سیاسی اسلامی معاصر را فراهم
می آورد، اشاره شده است. پس از آن، بازتاب انقلاب اسلامی در بعد سیاسی و
فرهنگی بر جنبش های سیاسی اسلامی معاصر مورد بررسی قرار می گیرد، در پایان
یک نمونه، از هزاران نمونه ای که در این باره وجود دارد، یعنی حزب الله
لبنان مورد استناد قرار می گیرد. اقبال لاهوری در کتاب «فلسفه
خودی» پیش بینی می کند که تهران در آینده قرارگاه مسلمانان خواهد شد. پس از
انقلاب اسلامی نیز... ایران به صورت ام القرای دارالسلام در آمد. حتی
ایران می تواند به علت موقعیت منحصر به فرد... و منابع عظیم و بی پایان
انرژی، ابزار فرهنگی و اعتقادی نیرومند به مرکز سامان دهی تمدن نوین اسلامی
درآید. زیرا، انقلاب اسلامی ایران، «در پیدایش، در کیفیت مبارزه و در
انگیزه.. از سایر انقلابات جداست.» و می تواند در پیامدها و دستاوردها نیز،
متمایز و پیشروتر از سایر انقلابات باشد. این ویژگی ها، ریشه در دین و
باورهای برخاسته از مذهب دارد. این انقلاب برآمده از مذهب هم، به احیای دین
و تجدید حیات اسلام در ایران و جهان مدد رساند که یکی از ابعاد آن، تولد و
تداوم جنبش های سیاسی اسلامی معاصر در دو دهه اخیر است. به این دلیل، چند
سوال در این باره وجود دارد، از جمله؛ 1- چرا انقلاب اسلامی ایران بر جنبش های سیاسی اسلامی معاصر تاثیر گذاشت؟ 2- انقلاب اسلامی ایران، چه تاثیراتی بر حرکت های سیاسی اسلامی معاصر گذاشت؟ 3- میزان تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر نهضت های سیاسی اسلامی چقدر است؟ این مقاله درصدد است، به این سوالات سه گانه پاسخ گوید. بسترهای تاثیرپذیری جنبش های اسلامی از انقلاب اسلامی ایران
در پاسخ به این سوال که چرا انقلاب اسلامی ایران بر جنبش های سیاسی اسلامی
معاصر تاثیر گذاشت؟ می توان به موارد مشترک فراوان موجود بین انقلاب
اسلامی ایران و جنبش های سیاسی اسلامی معاصر اشاره کرد. این وجوه مشترک،
تاثیر متقابل انقلاب اسلامی معاصر را فراهم آورد. از این زمینه ها که از آن
ها به عنوان عوامل همگرایی یا عناصر همسویی و همرنگی نیز می توان یاد کرد،
عبارتند از: 1- ایده واحد: انقلاب اسلامی ایران، گرچه یک انقلاب
شیعی است، ولی همانند هر مسلمان و هر جنبش اسلامی دیگر، به وحدانیت (لااله
الاالله) اعتقاد دارد، به رسالت پیامبر اکرم(ص) (اشهدان محمدرسول الله)
معتقد است، کعبه را قبله آمال و آرزوهای معنوی خود می داند، قرآن را کلام
خداوند سبحان و آن را منجی بشریت گمراه تلقی می کند، و به دنیای پس از مرگ و
قبل از آن، به صلح، برادری و برابری ایمان دارد. همان گونه که امام
خمینی(ره) فرمود: «در کلمه توحید که مشترک بین همه است، در مصالح اسلامی که
مشترک بین همه است، با هم توحید کلمه کنید.» البته ویژگی کاریزمایی امام
خمینی(ره) و مواضع ضداستعماری وی که بیشتر مسلمانان جهان بر آن اتفاق نظر
دارند، بر تاثیر متقابل انقلاب اسلامی و جنبش های اسلامی افزود.
2- رقیب یکسان: انقلاب اسلامی و جنبش های اسلامی دارای دشمن مشترکند. این
دشمن مشترک که همان استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا (شیطان بزرگ) و
اسرائیل (غده سرطانی) است، همانند کفار قریش، مغولان وحشی، صلیبیون مسیحی،
استعمارگران اروپایی و صرب های نژادپرست و.... کیان اسلام را تهدید می کند،
در حالی که انقلاب اسلامی با طرح شعار «نه شرقی و نه غربی» علم مبارزه
علیه دشمن مشترک جهان اسلام را به دوش گرفته است. امام خمینی(ره) در این
باره فرمود: «دشمن مشترک ما که امروز اسرائیل و آمریکا و امثال این هاست که
می خواهند حیثیت ما را از بین ببرند، و ما را تحت ستم دوباره قرار بدهند،
این دشمن مشترک را دفع کنید.» 3- آرمان مشترک: انقلاب اسلامی
ایران و جنبش های اسلامی معاصر، خواهان برچیده شدن ظلم و فساد و اجرای
قوانین اسلام و استقرار حکومت اسلامی در جامعه مسلمانان و به اهتزاز
درآوردن پرچم لااله الاالله در سراسر جهان از طریق نفی قدرت ها و تکیه بر
قدرت لایزال الهی و توده های مردم اند. به سخن امام خمینی(ره)، در این مورد
توجه کنید: «همه در میدان باشند، با هم باشند، ما می خواهیم حفظ اسلام را
بکنیم، با کناره گیری نمی شود حفظ کرد، خیال نکنید که با کناره گیری تکلیف
از شما سلب می شود.» البته برخی از جنبش های سیاسی اسلامی، تنها خواستار
عمل به احکام اسلام در کشورهای خود و برخی نیز در پی تشکیل یک حکومت مستقل،
بدون تاکید بر شکل اسلامی حکومت هستند. از این رو، می توان گفت، جنبش های
اسلامی معاصر حیات خود را مدیون انقلاب اسلامی اند. زیرا، انقلاب اسلامی به
اسلام و مسلمانان حیاتی تازه بخشید، آن ها را از عزلت و حقارت نجات داد،
بر ناتوانی مارکسیسم، لیبرالیسم و ناسیونالیسم در اداره و هدایت مسلمانان
مهر تایید زد، و اسلام را به عنوان تنها راه حل برای زندگی سیاسی مسلمین
مطرح ساخت. شیخ عبدالعزیز عوده، روحانی برجسته فلسطین گفته است: «انقلاب
خمینی(ره)، مهم ترین و جدی ترین تلاش در بیدارسازی اسلامی ... ملت های
مسلمان بود.» بنابراین، موجودیت و هستی سیاسی جنبش های سیاسی اسلامی به
انقلاب اسلامی وابسته است. این امر زمینه های لازم برای تاثیرپذیری جنبش
های اسلامی از انقلاب اسلامی را فراهم آورده است. 4- وحدت گرایی:
تکیه و تاکید انقلاب اسلامی و رهبری آن بر لزوم وحدت همه قشرها و همه مذهب
های اسلامی در نیل به پیروزی در صحنه داخلی و خارجی، زمینه دیگر گرایش جنبش
های سیاسی اسلامی معاصر به سوی انقلاب اسلامی است. چون، انقلاب اسلامی به
تاسی از اسلام ناب محمدی(ص) هیچ تفاوتی بین مسلمانان سیاه و سفید، اروپایی و
غیر اروپایی قائل نیست، بر جنبه های اختلاف برانگیز در بین مسلمین پای نمی
فشارد، بلکه با ایجاد دارالتقریب فرق اسلامی، برپایی روز قدس، صدور فتوای
امام خمینی (ره) علیه سلمان رشدی و برگزاری هفته وحدت و ... در جهت اتحاد
مسلمانان گام برداشته است. به همین دلیل، طیف گسترده ای از گروه های غیر
شیعی و حتی جنبش های آزادی بخش غیر اسلامی، انقلاب اسلامی ایران را الگو و
اسوه خود قرار داده اند. بنابراین، جای شگفتی نیست که مسلمان های سنی
فلسطینی به نام و یاد امام خمینی(ره) به عملیات شهادت طلبانه دست می زنند.
مجیب الرحمان شامی، روزنامه نگار پاکستانی در این باره می گوید: «تاثیر
بزرگ دیگر امام این است که گرچه ایشان یک رهبر شیعه بودند.... با این وجود
مبلغ جدایی نبودند، فریاد او برای اسلام بود.» 5- مردم مداری:
مردم گرایی انقلاب اسلامی، عاملی در گسترش انقلاب و پذیرش آن از سوی ملت
های مسلمان بوده است. انقلاب 57 و رهبری آن، بر این باور بودند که باید به
ملت ها بها داد نه به دولت ها، به عنوان مثال، حج و اهمیت ارزشی که ایران
اسلامی به آن می داد، یکی از مقولاتی است که نشان دهنده مردم گرایی انقلاب
ایران است. زیرا، امام خمینی(ره)، حج را از یک مراسم عبادی خارج کرد، آن هم
از طریق زنده کردن برائت از مشرکین که آن نشانی از برائت از مشرکین توسط
پیامبر (ص) در صدر اسلام است. اگر چه تاوان مردمی کردن حج، کشتار حدود 400
زائر ایرانی در حج 1366 بود، ولی سه سال بعد که بار دیگر، پای ایرانیان به
مکه باز گردید، فریاد برائت از مشرکین حجاج همچنان باقی ماند، البته در
مقیاسی محدودتر. همه آنچه را که بین ایران انقلابی و جهان اسلام
وجود دارد، وجوه مشترک نیست. بلکه اختلاف ها و دشواری هایی نیز در این باره
به چشم می خورد. از جمله: الف. تشیع امامیه: نسبت
شیعیان به کل مسلمانان جهان، ده درصد است. آن ها به جز ایران عراق و سوریه،
حاکم بر قدرت سیاسی نیستند، با این که در کشورهایی چون بحرین و لبنان،
اکثریت با شیعیان است، نوعی معارضه تاریخی بین شیعه و سنی وجود داشته و
دارد. البته تضاد تسنن وهابی و نزدیکی تسنن سوری با انقلاب اسلامی بیشتر
است، وحتی تسنن متاثر از تصوف نیز، تضاد کمتری با شیعه دارد. سپاه صحابه در
پاکستان، طالبان در افغانستان از مصادیق بارز مخالفین تشیع در جهان اسلام
اند. به هر روی علی رغم وحدت خواهی و وحدت طلبی انقلاب ایران، تضاد اهل سنت
با شیعه، به کلی از بین نرفته است. ب. عرب و فارس: تعارض بین عرب
و عجم، از آغاز ورود اسلام به ایران پدید آمد. جریان شعوبیه نمونه ای از
این تعارض قومی است. عباسیان و امویان و نیز عثمانیان و صفویان، به نوعی
دیگر این معارضه را دامن زدند، جنگ عراق علیه ایران به عنوان جنگ قادسیه یا
مهم ترین جنگ بین مسلمانان و ساسانیان و در واقع بین ایرانیان وعرب ها
توجیه می شد. به هر روی، آنان ایرانیان را مجوس می دانستند، و بر این اساس،
اعراب را برابر با اسلام و ایرانیان را مخالف با آن می دیدند. ج.
صدور انقلاب اسلامی: برخی از شعارها و پیام های انقلاب اسلامی، مثل این
سخن امام (ره) «نهضت ما دارد توسعه پیدا می کند و می رود توی ملت ها ...»
از سوی برخی به منزله قصد ایران برای مداخله در سایر کشورها و براندازی
نظام های سیاسی آن ها تلقی شد. در حالی که، یک سال بعد از سخن فوق، امام
فرمود: «صدور با سرنیزه، صدور نیست. صدور آن وقتی است که اسلام، حقایق
اسلام، اخلاق اسلامی، اخلاق انسانی، این ها رشد پیدا کند» معظم له در جای
دیگر فرمود: «معنای صدور انقلاب ما، این است که همه ملت ها بیدار شوند، و
همه دولت ها بیدار شوند، خودشان را از این گرفتاری هایی که دارند ... نجات
بدهند.» در مجموع علی رغم همه دشواری هایی که برای برقراری روابط ایران
انقلابی و جهان اسلام و تاثیرپذیری متقابل آن دو وجود دارد،ولی وجوه مشترک
آن دو بسیار بیشتر است. تاثیرپذیری جنبش های اسلامی از انقلاب اسلامی
در پاسخ به این سوال که انقلاب اسلامی ایران، چه تاثیراتی بر حرکت های
سیاسی اسلامی معاصر گذاشت؟ به آثار متعدد و متنوع می توان اشاره کرد.
پرداختن به همه این آثار، از حوصله این مقاله خارج است. بنابراین، تنها به
بخشی از این بازتاب، در دو قسمت سیاسی و فرهنگی اشاره می کنیم:
الف: انعکاس سیاسی: در این قسمت به پاره ای از بازتاب های سیاسی سه مقوله
«انتخاب اسلام به عنوان ایدئولوژی مبارزه» «تلاش برای دست یابی به حکومت
اسلامی» و «نقش انقلاب اسلامی بر حیات سیاسی جنبش های اسلامی» می پردازیم.
یکی از مهم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، تجدید حیات اسلام در
جهان است. حضرت آیت الله خامنه ای - مقام معظم رهبری - در این باره فرمود:
«علی رغم گذشت بیش از یکصدوپنجاه سال از برنامه ریزی مدرن و همه جانبه علیه
اسلام، امروز در سراسر دنیا یک حرکت عظیم اسلامی به وجود آمده است که به
موجب آن اسلام در آفریقا، آسیا و حتی در قلب اروپا، حیات جدیدی را بازیافته
و مسلمانان به شخصیت و هویت واقعی خود پی برده اند.» به بیان دیگر،
عمردوره ای که اعتماد به نفس در میان مسلمانان، به ویژه در قشر تحصیل کرده
آن از بین رفته و شمار فراوانی از آنان، خواهان هضم شدن در هویت جهانی بوده
و گذشته خود را به فراموشی سپرده و اگر توجهی به گذشته می کردند از باب
تفنن و سرگرمی بود، به پایان رسید، و انقلاب اسلامی آن اعتماد به نفسی را
که روزگاری پشتوانه تمدن بزرگ اسلامی بود، احیا و بارور کرد. این
تجدید حیات اسلام، آثار مختلفی را برای جنبش های اسلامی به ارمغان آورد.
یکی از این آثار، انتخاب اسلام به عنوان بهترین و کامل ترین شیوه مبارزه
است. سخنگوی جهاد اسلامی فلسطین در ملاقات با امام خمینی(ره) در این باره
گفت: «انتفاضه بارقه ای از نور و بازتابی از پیروزی های بزرگ انقلاب شماست،
انقلابی که بزرگ ترین تحول را در عصر ما بوجود آورد.» در حالی که قبل از
آن، اسلام در صحنه مبارزه علیه اسرائیل نقش چندانی نداشت. چنین رویکردی به
معنای کنارگذاشتن اندیشه های غیر مذهبی به ویژه ناسیونالیسم، لیبرالیسم و
کمونیسم و دور ریختن اندیشه جبری بودن سرنوشت انسان بود که همگی در نجات
ملل اسلامی از چنگال استبداد داخلی و خارجی ناتوان بودند. به عقیده شیخ
عبدالله شامی، یکی از رهبران مبارز فلسطینی «پس از انقلاب اسلامی ایران،
مردم فلسطین دریافتند که برای آزادی، به قرآن و تفنگ نیاز دارند.» این در
حالی است که برای چند دهه حرکت های انقلابی، اغلب در اختیار گروه های
مارکسیستی بود. به هر روی، انقلاب اسلامی، تأکیدی بر بعد سیاسی اسلام بود، و
از آن پس، در برخی از کشورها، سازمان های مخفی شکل گرفت و مبارزه مسلحانه
بر پایه اسلام، سامان دهی شد. روی آوردن به مبارزه براساس اسلام،
تنها نتیجه تجدید حیات اسلام که آن را برخی اصول گرایی یا بنیادگرایی
اسلامی می نامند، نیست. بلکه در گرایش جدید «اسلام تنها راه حل» برداشت
نوین و تازه ای از اسلام صورت گرفت که در آن مسلمین به ایستادگی، مقاومت و
پافشاری برای نیل به حقوق خویش تشویق شده اند. روزگاری این کار، از سوی حسن
البناء و سیدقطب در جنبش اخوان المسلمین انجام می شد، ولی انقلاب اسلامی،
اسلام انقلابی را به صورت جدی تر درآورد و مطرح ساخت. البته این ستیزه جویی
انقلابی، تنها به معنای روی آوردن به اسلحه نخواهد بود، چون در آن شیوه
های مسالمت آمیز، مشابه آنچه حزب اسلام گرای رفاه در ترکیه برگزید، نیز
دیده می شود.
نظرات (0)
آشنایی با جنبش تی پارتی
جنبش تی پارتی (Tea Party movement) جنبشی است که از سال ۲۰۰۹ و در پی مجموعهای از اعتراضات محلی و ملی در آمریکا به وجود آمد
این جنبش، سیاسی و متمایل به عقاید محافظهکاران است و در مقابل سیاستهای باراک اوباما قد علم کرد. طرفداران این جنبش، سیاستهای وی را چپی و سوسیالیستی میخواندند.
نام این جنبش برگرفته از واقعهای مهم در تاریخ آمریکاست:
در سال ۱۷۷۳، جمعی از مستعمره نشینان بریتانیایی در شهر بوستون، صندوقهای
چای را که قرار بود راهی بریتانیا شود، در اعتراض به مالیاتی که لندن به
آنها بسته بود، به دریا ریختند، رخدادی که به مهمانی چای بوستون یا بوستون
تی پارتی معروف شد و یکی از اولین جرقههای انقلاب آمریکا و استقلال این
کشور بود.
از آنجا که واژه پارتی در زبان انگلیسی هم به معنای مهمانی
است و هم حزب، تی پارتیها با شبیهسازی وقایع دوران استقلال آمریکا،
میگویند خواهان انقلاب دومی در ایالات متحده است.
از سال ۲۰۰۹، در گوشه و کنار آمریکا تظاهراتی به راه افتاد که
شرکت کنندگان در آن عمدتا مردان سفید پوست با گرایشهای مذهبی، متاهل
بالای ۴۵ سال، عموما متمکن، تحصیلکرده و محافظه کارتر از جمهوریخواهان
بودند.
انگیزه اولیه این گردهماییها، اعتراض به تصویب قوانین مشخصی
در کنگره بود که مهمترین آن، لایحه اصلاح نظام بیمه درمانی و اصلاح نظام
مالی آمریکا بود که دولت اوباما به کنگره زیر سلطه حزب خودش داده بود.
هنوز مرکب امضای رئیس جمهوری خشک نشده، هواداران جنبش تی
پارتی، در شهرهای آمریکا دست به اعتراض زدند و دهها دادستان محلی علیه دولت
اعلام جرم کردند. اینها میگویند دولت اوباما قانون اساسی آمریکا را زیر
پا گذاشته است.
گردهماییها اندک اندک به یک جنبش اجتماعی بدل شد، جنبشی تودهگرا و فوق محافظهکار که نام تی پارتی بر خود گذاشت.
اعضای جنبش جشن چای همچنین اعلام کرده بودند، افکار آنها در
نهادهای حکومتی در واشنگتن جایی ندارد و آنها در انتخابات میان دورهای در
ماه نوامبر سال 2010 از دموکراتها و حتی بعضی از جمهوری خواهانی که به
گفته آنها در برابر سیاستهای اوباما ضعیف عمل کرده اند، انتقام بگیرند.
سارا پیلین
چهره برجسته طرفداران تی پارتی و سخنگوی غیر رسمی این جنبش است. وی نامزد
پیشین معاونت ریاست جمهوری بود و به بت طرفداران تی پارتی و سخنگوی غیررسمی
آنها بدل شد.
تی پارتی در سال 2010 به وزنهای در صفحه شطرنج سیاست آمریکا
بدل شد و این وزنه در کفه جمهوریخواهان سنگینی میکرد. این جنبش در سال
2010 برای انتخابات کنگره ۱۳۸ نامزد معرفی کرد که همگی جمهوریخواه بودند.
سایه سنگین تی پارتی بر عرصه سیاسی آمریکا
به گزارش شبکه تلویزیونی بی بی سی عربی ، جنبش تی پارتی در
امریکا توانسته است با برنامه های راستگرایانه و افراطی خود از طریق پیروزی
برخی از اعضای خود که وابسته به حزب جمهوریخواه هستند سایه سنگین خود را
بر عرصه سیاسی آمریکا بگستراند.
این شبکه افزود علاوه بر این برخی از اعضای این جنبش توانسته
است در برخی ایالت های آمریکا نتایج خوبی به دست اورند. وفاء جباعی خبرنگار
این شبکه در واشنگتن در گزارشی درباره عملکرد این جنبش با اشاره به این که
اعضای این جنبش توانسته اند سی و شش کرسی مجلس نمایندگان و سه کرسی مجلس
سنا را از آن خود کنند افزود: این امر جنبش تی پارتی را به عنصر مهمی در
حزب جمهوریخواه تبدیل کرده است که این امر ممکن است به تغییر در رویکرد
سیاسی حزب منجر شود و تاثیرات مستقیمی بر نامزد این حزب برای انتخابات
ریاست جمهوری دو هزار و دوازده داشته باشد.
جان دیکرسون کارشناس سیاسی شبکه سی بی اس آمریکا می گوید:
نتایج به دست آمده تی پارتی را به یک قدرت واقعی تبدیل می کند که
جمهوریخواهان را از نزدیک زیر نظر دارند و به جمع آوری امتیاز برای خود
ادامه می دهند.
خواهیم دید که آنها بر انتخابات ریاست جمهوری دو هزار و دوازده تاثیر گذار خواهند بود.
وی افزود: آنها همیشه وجود داشته اند اما اکنون اسم و رسم خاص خود را دارند.
اکنون پس از برگزاری انتخابات وارد مرحله دیگری از آینده جنبش
تی پارتی شده ایم. در ادامه گزارش آمده است: جنبش تی پارتی عملا به رهبران
حزب جمهوریخواه و در راس آنها رئیس جدید مجلس نمایندگان در خصوص دادن
امتیاز به کاخ سفید هشدار داده اند.
مارک میکلر از بنیانگذاران جنبش تی پارتی می گوید: از رئیس
مجلس نمایندگان می خواهیم به خاطر داشته باشد که مردم آمریکا حرف خود را به
وضوح زده اند و اجازه نمی دهد از اصول آن عقب نشینی شود.
نظرات (0)
نظریه جنبش های اجتماعی جدید
جنبش های اجتماعی جدید از دهه 1960 به وجود آمدند.ویژگی های این جنبش عبارتند از:
۱) غیر ابزاری اند: بیان کننده علایق ونگرانی های جهان شمول واعتراض آمیز نسبت به وضعیت اخلاقی می باشند.
2) بیشتر به سوی جامعه مدنی جهت گیری شده اند نه دولت.
3)نسبت به ساختار های بورکراتیک متمرکز بدبین هستند.
4)بیشتر به جنبه های نظیر فرهنگ،شیوه های زندگی ومشارکت در سیاست واعتراض سمبلیک توجه دارند تا به ادعای حقوق اجتماعی واقتصادی.
5) این جنبش ها به شیوه های غیر رسمی،باز وانعطاف پذیر سازماندهی شده اند.
6)این جنبش ها به شدت به رسانه های جمعی متکی اند.
ویژگی های کلی جنبش های اجتماعی:
1) نظریه جنبش اجتماعی جدید در مارکسیسم ریشه دارد.
2) نظریه جنبش اجتماعی بر محوریت بر خورد در جامعه مبتنی است.
3) نظریه جنبش اجتماعی به جای اینکه نقطه شروع بحث را افراد مستقل وجدا از جامعه قرار دهد،ماهیت جمعی بر خورد را مسلم می گیرد.
4) نظریه پردازان جنبش اجتماعی بر بعد انقلابی فعالیت جنبش اجتماعی تا کید می کنند.
590 هدف جنبش اجتماعی در هم شکستن مرز های نظام فعلی و ایجاد دگرگونی در جامعه است.
5) این جنبش ها فقط به خاطر ایده آل های یوتوپپایی آن مورد انتقاد قرار می گیرند.
وجوه شباهت های جنبش های اجتماعی جدید وقدیم
1) جنبش های اجتماعی جدید وقدیم در نوع سازمان خود با هم وجه اشتراک دارند.
2) اصطلاح شبکه بر آنها صدق می کند.
3) آنها اغلب دارای پایگا های محلی هستند وبه جای جهت گیری های ملی،حول گروه های کوچک متمرکز می شوند.
4) آنها حول موضوعات خاصی سازمان بندی شدند.
5) آنها در فعالیت خود دچار نوسانات شدیدی هستند.
6) به وسیله سلسله مراتب های سیال اداره می شوند.
نمونه هایی از جنبش های جدید:
جنبش حقوق مدنی - جنبش زنان – جنبش زیست محیطی – جنبش صلح جنبش ضد نژاد پرستی- جنبش حقوق مردم بومی – جنبش ضد سیاسی اروپای شرقی.
نظریه پردازان اصلی جنبش های اجتماعی جدید:
یورگن هابرماس - کرایک کالهون – کلاوس اوفه- اسکات- اینگلهارت- آلن تورن- آلبرتو ملوچی
یورگن هابرماس و جنبش های اجتماعی جدید:
هابرماس جنبش های اجتماعی جدید را ناشی از تحولات در جوامع سرمایه داری می داند.او بر این اعتقاد بود که که رشد اقتصاد مصرفی و دولت رفاه بورکراتیک، نتیجه ای جز شی گشتگی نداشته است. شی گشتگی
حتی به درون زندگی خصوصی نیز راه یافته و نتیجه آن شد که جنبش های اجتماعی
جدید ظهورنمایند.به اعتقاد هابرماس،جنبش های اجتماعی،اساسا برای دفاع از جهان زیست در مقابل شی گشتگی به وجود آمدند. هابرماس بر این اعتقاد است که توسعه دولت وبازار،انگیزه ها وارزش های سنتی را تضعیف نموده است.
کالهون وجنبش های اجتماعی جدید:
کالهون معتقد است که در اوایل قرن نوزدهم،
جنبش هایی مثل: جنبش فمینیستی-ناسیونالیستی- مذهبی- اشتراک گرایی یوتو پیایی روبرت اوئن،وجود داشته اند که مانند جنبش های اجتماعی جدید هستند.
این جنبش ها توجه خود را به شیوه زندگی وسیاست هویتی معطوف کرده اند.
این جنبش ها اغلب سلسله مراتبی اند و از ابزار سنتی نظیر عمل مستقیم استفاده می نمودند.
طرح یک پرسش:
چرا جنبش های مذهبی، وجنبش زنان
با وجود موجودیت آنان در قرن 19 و20،از این جنبش ها در دهه 1960 تحت عنوان
جنبش های اجتماعی جدید یادگردیده است؟
کالهون معتقد است که این امر نتیجه گرایش عقل گرایانه وابزار انگارانه
خود جامعه شناسی است. مثلا جنبش کارگری که با گسترش حق رای نهادینه شد، یک
جنبش مترقی تلقی شد. دیگر جنبش ها به عنوان جنبش های بی ارتباط با پیشرفت
عقلانی واقع گردید.این نتیجه گیری کالهون را می توان با چرخش پسا مدرن در
جامعه شناسی مرتبط دانست.چرخش پسا مدرن:
چرخش پسا مدرن یک زندگی اجتماعی متکثر را با روایت های متفاوت فراهم می آورد واز موقعیت مناسب تری بر خوردار است.
کلاوس اوفه وجنبش های اجتماعی جدید:
کلاوس اوفه اعتقاد دارد که،
رفاه نسبی؛ سوسیال دموکراسی، سطوح بالای آموزش،رشد بخش خدماتی، شرایط را برای ظهور جنبش های اجتماعی جدید فراهم کرده است.
گروه هایی چون: طبقات متوسط جدید، گروه های کالایی نشده مثل (دانشجویان،زنان خانه دار،دریافت کنندگان خدمات رفاهی وخیریه)جذب جنبش های جدید می گردند.
این طبقات،از عناصر غیر عقلانی نظام سرمایه داری آگاهی دارند.
اسکات وجنبش های اجتماعی جدید:
اسکات بر این اعتقاد بود که :
1) ویژگی های جنبش های اجتماعی،جنبه های مترقی تر از دفاع از جهان زیست را تحقق می بخشند.
2)آنها در صدد بسط حقوق شهر وندی هستند.
3)آنها مایل به ایجاد دولت عقلانی برای به حداقل رساندن نا برابری های اجتماعی هستند.
4) آنها سعی می کنند که دولت را به تصمیم گیری عقلانی وا بدارند.
اینگلهارت وجنبش های اجتماعی جدید:
نظریه اینگلهارت در باره جنبش های جدید اجتماعی، بر ارزش ها وایده آل های مشترک، مبتنی است و این جنبش ها باید به وسیله ایدئو لوژی های مبتنی بر ارزش های ریشه دار هدایت شوند. اینگلهارت به طنین احساسی سیاست توجه داشت.
اینگلهارت معتقد است که:
1) نسل پس از جنگ دوم جهانی، ارزش های پسا مادی گرایی را پرورش داده اند.
2) این ارزشها بیشتر بر کیفیت زندگی تاکید می کنند نه بر اهداف اقتصادی.
3)مردم به چیزهایی علاقه مندند که، نایابند.
4) ارزش های بنیادی شخص باز تاب دهنده شرایط عینی هستند که پیش از بلوغ بر او حاکم بوده اند.
5) در جامعه امروزی، گرایش به سوی نوعی جدید از سیاست چپ وجود دارد.
6) این سیاست چپ،بر روابط غیررسمی،صمیمی با دیگران،رشد عزت نفس وارضای موضوعی وزیبایی شناسانه تا کید دارد.
آلن تورن وجنبش های اجتماعی جدید
آلن تورن بر این اعتقاد است که که جنبش های اجتماعی موضوع اصلی جامعه شناسی هستند.
جنبش های اجتماعی،دائما در قلب حیات اجتماعی جای دارند.
اگر می خواهیم کنش اجتماعی را به درستی درک
کنیم،باید شرایط ظهور جنبش اجتماعی را به عنوان بازیگران اجتماعی به طور
جدی در نظر گرفته شوند.
نگرش تورن در مورد جنبش های اجتماعی در تقابل با جبر گرایی ساختاری مارکسیسم وکارکرد گرایی مطرح شد.
امه به رغم مخالفت تورن با مارکسیسم،بخش زیادی از جامعه شناسی کنش تورن تحت تاثیر نظریه مارکسیسست است ومی گوید کل تاریخ ،تاریخ مبارزه طبقاتی است.
تورن اعتقاد دارد که هر جامعه ای به وسیله دو جنبش متعارض شکل گرفته است.
تورن اعتقاد دارد که این طبقات برای مالکیت وکنترل ابزار تولید مبارزه نمی کنند،بلکه برای چیزی مبارزه می کنند که اوآن را تاریخمندی می نامد.تاریخمندی یعنی اینکه جامعه به عنوان نتیجه اندیشه وکنش آگاهانه است.
منظور از تاریخمندی چیزی شبیه به باز اندیشی است که در اندیشه های آنتونی گیدنز،بک لش ویوری ملاحظه می کنیم.
تورن اعتقاد دارد که:
یک بر خورد اصلی بین جنبش های اجتماعی مخالف وجود دارد،آنهم بر خورد بین طبقه مسلط که تاریخمندی را به خود اختصاص می دهد.
تورن با مارکسیسم موافق است که در جامعه صنعتی بر خورد بین سر مایه داران وپرولتاریا
بود. اما ما اکنون در گذار به یک جامعه پسا صنعتی یا بر نامه ای به سر می
بریم. اکنون صنایع کار خانه ای جای خود را به صنایع مبتنی بر دانش داده
اند. در چنین جامعه ای کنترل اطلاعات ودانش، اهداف اصلی بر خورد اجتماعی هستند وتکنوکرات ها طبقه مسلط شده اند.
نکته محوری اندیشه تورن در نظریه جنبش های اجتماعی آن است که،
مبارزه در جامعه پسا صنعتی،مبارزه طبقاتی نیست، بلکه برای برخورداری مردم از حق انتخاب وکنترل زندگی خودشان انجام می گیرد.
امروزه جنبش های اجتماعی مستقیما بر سر شرایط اجتماعی وحق تعیین سر نوشت مبارزه می کنند.
جامعه معاصر بیش از گذشته از طریق فرهنگ بر روی خود تاثیر می گذارد.
پس باید تورن را یکی از تاثیر گذار ترین مهم بر چرخش پسا مدرن نامید.
تعریف کنش اجتماعی از نظر تورن:
تورن اعتقاد دارد که، کنش رفتار یک بازیگر
است که به وسیله گرایش های فرهنگی هدایت می شود ودرون روابط اجتماعی که
ویژگی آن کنترل اجتماعی گرایش های فرهنگی توسط گروه های مسلط است، ایجاد می
گردد.
بعد دیگر اندیشه تورن مبتنی بر فرهنگ است. تورن اعتقاد دارد که:
فرهنگ انگیزه هایی برای کنش جمعی هنجاری ایجاد می کند. مثل پیشرفت در مقابل سنت وجهان گرایی در مقابل ویژه گرایی.
در اعتقاد تورن،فرهنگ موضوع اصلی مبارزات طبقاتی است.
تورن بر خلاف فوکو اعتقاد دارد که منشا قدرت در دستگاه های طبقه حاکم قرار دارد. او اعتقاد دارد که قدرت در مالکیت دولت مدرن نیست ویا به وسیله آن تولید نشده،بلکه در کل حوزه های اجتماعی عمل می نماید.
نظریه تورن در مورد جنبش های اجتماعی،اهمیت دولت را در دگرگونی جامعه به حداقل می رساند. تورن در تبیین نظریه خود از اصطلاح سیاست فرهنگی استفاده نمی کند.
نقد نظریه تورن:
مشکلات فر روی نظریه تورن وجود دارد. از جمله اینکه:
1) او تاکید بیش ازحدی بر ایدئولوژی می گذارد. مثل مطالعه او در مورد جنبش های ضد هسته ای فرانسه در دهه 1960.
2) او فر ضیاتی را به چالش
می کشد که فعالان جنبش با آن کار می کنند. این امر سبب می شود که پژوهشگر
در شکل گیری مبارزه جمعی، در فرایند دگر گونی اجتماعی دخالت کند. چنین
مسئله ای تورن را سزاوار لقب لنینیسم جامعه شناختی می سازد.
3) از نظر تورن،مهمترین جنبه ایجاد دگر گونی اجتماعی،عبارت است از،داشتن عقاید بر حق.
4) آسیب شناسی تورن در مورد گذار از جامعه
صنعتی به جامعه پسا صنعتی مبتنی بر این نظریه است که جامعه از یک نظام
نسبتا بسته به نظام دیگری گذر می کند. مهمترین جنبه های این گذار،تغییر در
تکنیک های تولید است که جوامع را به طور کلی تغییر می دهد.
آلبرتو ملوچی ونظریه جنبش اجتماعی جدید:
آلبرتو ملوچی،عناصر رویکرد های تورن را اخذ
کرد، ولی برای اجتناب از جبر گرایی رویکردهای ساختاری،مانند(جبر گرایی)
برخی از ایده های سنت نظریه بسیج منابع را در باره بسیج وساختار های فرصت
سیاسی در نظریه اش وارد نمود.
مشخصات و ویژگی های نظریه جنبش اجتماعی آلبرتو ملوچی:
1) ملوچی در نظریه خود بر فرهنگ تاکید می کند.
2) او به روند مبارزات در جامعه مدنی اهمیت می دهد.
3) نکته محوری نظریه او در ارتباط با ستیز هویت جمعی است.
4) او سنتزی از نظریه بسیج منابع وجنبش اجتماعی را ارائه می دهد.
5) او نظریه تورن را بسط وگسترش می دهد وآشکارا در چار چوب مناسبات چرخش مدرن قرار می گیرد.
در بعد دیگر ملوچی اعتقاد دارد که:
1) جنبش های اجتمماعی جدید ذاتا متکثر هستند.
2) آنها دارای سطوح متفاوتی از کنش می باشند.
3) آنها از گروه بازیگران متفاوتی بر خوردارند.
4)کنش جمعی با ید با هویت جمعی تعریف شوند.
5) ملوچی بر کنش اجتماعی تاکید می کند و بر این اعتقاد است که کنش جمعی باید به عنوان یک فرایند از پیش رونده تلقی شوند.
7)تاکید ملوچی بر کنش اجتماعی به خاطر آن است که بخواهد پاسخی هدفمند به نظریه بسیج منابع دهد.
8) ملوچی اعتقاد دارد که نظریه بسیج منابع
مفید است. زیرا بر فرایند های بیرونی جنبش با فرصت ها و محدودیت های درونی
جنبش ارتباط بر قرار است.
ملوچی اعتقاد دارد که:
در همه جوامع یک جنبش اجتماعی مترقی وجود
داشت، اما این یک اشتباه بارزی است، زیرا این اشتباه از آنجا ناشی می شود
که آنان این جنبش ها را به عنوان شخصیت ها تلقی می کنند. به عبارت
دیگر،اینها بازیگرانی هستند که در مرحله ای از تاریخ نقش خاصی را ایفا می
نماند.ملوچی اعتقاد دارد که منشا چنین ایده ای از جنبش های کارگری ناشی شده
است،زیرا آن جنبش به خاطر هدفش ترجیح می داد که برای عضو گیری از کار گران
مرد و زن استفاده کند ومتحد باشد.
نکات محوری و قابل توجه درنظریه جنبش اجتماعی ملوچی:
1) او با تفکر
دوگانه نظریه پردازان جنبش اجتماعی مخالفت می ورزد. او بر این اعتقاد است
که نظریه پردازان دارای تفکرات دوگانه، بر ابعاد عینی زندگی اجتماعی و بر ابعاد ذهنی آن تاکید می کنند.
2) ملوچی اعتقاد
دارد که،اهداف کنش، ابزار مورد استفاده ومحیطی که کنش در آن روی می
دهد،همگی به وسیله بازیگران جمعی ودر طی فرایند مداوم ایجاد یک جنبش
اجتماعی تعریف می گردند.
3) ملوچی اعتقاد دارد که انگیزه مشارکت در کنش جمعی از طریق تعامل ایجاد می گردد. در اینجا نظریه او با مدل گافمن شباهت پیدا می کند.
4) ملوچی بر ین باور است که که جنبش های
اجتماعی قبل از هر چیز از طریق شبکه های شناور ونا محسوس تقویت می گردند که
به وسیله آنها تجربیات زندگی منتقل می شوند وتجربیات جدیدی خلق میگردند
وهویت های جمعی در زندگی روزمره ساخته می شوند.
وجوه شباهت های ملوچی وتورن در نظریه جنبش اجتماعی:
به رغم اینکه اندیشه های ملوچی با تورن تفاوت
دارد،اما ملوچی محور اندیشه های خود را بر مبنای درک او از جنبش های
اجتماعی قرار می دهد. این وجوه مشابهت در محورهای زیر قابل بررسی می باشد :
1) جنبش های اجتماعی اساسا در چالش فرهنگی با منطق جامعه پسا صنعتی در گیرند.
2)اطلاعات در یک جامعه معاصر،باز اندیشی افراد وجامعه را به شدت افزایش می دهند.
3) فرایند های جهانی بر آگاهی فرد به شکل بی سابقه ای تاثیر می گزارند.
4) جوامع پسا صنعتی قبل از هر چیز به نشانه
ها توجه دارند.مثلا حتی تولید کالاهای اقتصادی نیز به گونه ای،سمبلیک،با
واسطه طرح،آگهی،تبلیغات ورسانه ها انجام می گیرد.
5) آنها قبل از هر چیز به مبارزه در حوزه فرهنگ خود را معطوف کرده اند.
6) جنبش های اجتماعی جدید مبارزاتی بر سر هویت است.
7) ملوچی اعتقاد دارد اگر سازمان ها رفتار ما
را کنترل می کنند،استقلال فردیمان را تسهیل می کنند،چراکه آنها بدین وسیله
منابع دانش ومهارت های ارتباطی را در اختیار مان قرار می دهند.
8) ملوچی می گوید اگر افراد در جنبش های اجتماعی برای مشارکت ترغیب می شوند به خاطر آن است که این جنبش ها به آنها معنی می دهند.
وجوه دیگر شباهت اندیشه ملوچی وتورن:
1) جنبش های اجتماعی یک پیوند سطحی با سیاست نهادین رسمی دارند.آنها نمی توانند در فرایند های سیاسی جذب شوند.
2) مهمترین کارکرد سیاسی جنبش از نظر ملوچی،عمل کردن به مثابه علایم وپیام هایی است که بر خوردها ومشکلات پنهان را آشکار می سازند.
3)ملوچی وتورن جمله مارکس را قبول
دارند،مارکس می گوید،انسان تاریخ خودش را می سازد، اما نه تحت شریطی که
خودش انتخاب می کند.اما به اعتقاد ملوچی،فعالیت اصلی جنبش های اجتماعی در
سیاست فرهنگی می باشد.
4) مخالفت او با دوگانه انگاری به اطن خاطر است که نظرطه اش تا حد زطادی با نظر گفتمان انطباق دارد.
گفتار دوم:
(نظریه بسیج منابع)
نظریه بسیج منابع،ویژگی ها وخصوصیات:
1) نظریه بسیج منابع متکی بر یک نگرش لیبرالی است.این نظریه به بدان جهت لیبرال است که روش مطالعه آن مبتنی بر روش فرد گرایی وروش شناسانه است ضمن آنکه این نظریه دولت را عرصه سیاست به معنای دقیق کلمه تلقی میکند. علاوه بر آن، این نظریه به طور سنتی جنبش های اجتماعی را به مثابه بازیگران سیاسی تلقی میکنند وآن را دنباله سازمان سیاسی سنتی مثل: احزاب سیاسی وگروه های فشار می دانند. این نظریه معتقد است که پدیده های اجتماعی،نتیجه تصمیمات وکنش های فردی هستند.
2)نظریه بسیج منابع بر مبنای فرضیات انتخاب عقلانی استوار شده اند وبا نظریات جامعه شناسی آمریکایی به مخالفت بر خاسته اند.
3)نظریه بسیج منابع در مقابل نظریه محرومیت نسبی قرار می گیرد.
4)نظریه پردازان بسیج منابع،یک ردیه خیلی ساده وقانع کننده بر نظریات جنبش اجتماعی وارد می کنند وجنبش را نتیجه نارضایتی اجتماعی می دانند.
5) آنان معرفت شناسی واقع گرا وفرضیات عقل گرایی را می پذیرند.
6) آنان عقاید جامعه شناسی کنش متقابل، اروینگ گافمن را می پذیرند.
7) پس منابع نظری بسیج منابع همان، معرفت شناسی واقع گرا وفرضیات عقل گرایی و کنش متقابل، اروینگ گافمن می باشند.
نظریه پردازان عمده نظریه بسیج منابع:
مانکور اولسون-اوبرشال- مایر زالد- جان مک کارتی-چارلز تیلی-سیدنی تارو- دیویداسنو
مانکور اولسون ونظریه بسیج منابع
مهمترین کتاب در زمینه بسیج منابع،کتاب منطق کنش جمعی مانکور اولسون است.
نظریه رفتار اجتماعی در این کتاب،بر اساس دو فرضیه اقتصاد نو کلاسیک است.
1)انتخاب های اجتماعی را باید بر حسب اولویت های فردی توضیح داد.
2) افراد عقلانی عمل می نمایند تا منافعشان به حد اکثر وضرر هایشان به حد اقل برسد.
اوبرشال ونظریه بسیج منابع
اوبرشال معتقد است که بسیج فرآیند هایی است که به وسیله آنها گروه ها منابع را برای تعقیب اهدافشان مدیریت می کنند.
مایر زالد وجان مک کارتی در نظریه بسیج منابع
1) نظریه بسیج منابع به وسیله دو جامعه شناس به نام های مایر زالد وجان مک کارتی توسعه بیشتری یافت.
2) مک کارتی ومایرزالد،فرضیات نظریه انتخاب عقلانی وعقاید اولسون را در باره ناساز گاری اساسی نفع شخصی وکنش جمعی را پذیرفتند.
3) این دو بر سازمان جنبش اجتماعی تمرکز نموده ومعتقد بودند که چنین سازمان هایی بودند که باعث رشد جنبش های اجتماعی در دهه 1960 گردیدند.
4)این دو اعتقاد دارند(مایر زالد وجان مک کارتی) که سازمان جنبش اجتماعی باعث توسعه فرصت های حرفه ای برای افراد شده اند.
5)آنها می گویند،متخصصان سیاست اجتماعی،به برنامه ها وسیاست ها متعهد هستند،نه به یک سازمان خاص یا به حرفه شان.
6) آنها نظریه بسیج منابع رادر چارچوب مشروعیت،پول،کار حامیان وامکانات ساز مان بندی می کنند.
7) پول برای آنها منبع مهمی است وعاملی مهم برای توسعه فعالیت های جنبش های اجتماعی است.
8) افزایش ثروت طبقات متوسط به فراهم کردن منابع کمک می کنند.
9)سازمان های جنبش اجتماعی با یکدیگر رقابت می کنند تا هوداران را به اعضا تبدیل کنند.
10) نفع بر ندگان بالقوه دیگری است که مایر
زالد وجان مک کارتی آن را متمایز می کنند. این گروه از فعالیت های جنبش
بهره برداری می کنند.
11)عقیده زالد ومک کارتی تز اولسون را واژگون کرد.
چارلز تیلی ونظریه بسیج منابع
چارلز تیلی از نظریه پردازان نظریه بسیج منابع است نام کتاب او:از بسیج تا انقلاب.
1) تیلی به اهمیت دولت در نظریه بسیج منابع می پردازد.
2) تیلی بر این اعتقاد است که دولت، قدیمی ترین بازیگر سیاسی است.
3) این دولت به طور گزینشی جنبش های اجتماعی وفعالیت آنها ا بر اساس منافع نخبگان دولتی را سرکوب یا تسهیل می نمایند.
4) دولت ها جنبش وسازمان مخفی را سر کوب میکنند. مثل ساززمان تروریستی که باید سر کوب شوند.
5) اما برخی جنبش ها تحمل گردیده وحتی تشویق می شوند تا حدی که به بخشی از دولت شهر تبدیل می شوند.
نکته مهم آن است که:
تیلی اعتقاد دارد که دولت آمریکا سه سر نوشت را برای جنبش اجتماعی رقم زده است که عبارتند از:
1)انحلال آن
2)جذب فعالیت های سازمان یافته به درون یک حزب سیاسی
3)ایجاد یک گروه فشار پایدار که بر حکومت واحزاب سیاسی تاثیر می گذارد.
در مجموع تیلی اعتقاد دارد که جنبش های امروزی به طرز بی سابقه ای سازماندهی شده اند.
او این جنبش را،جنبش های ملی می نامد،تا آنها را از جنبش های کمتر سازمان یافته متمایز کند.
از جمله عوامل ظهور جنبش های ملی،منابع کنش جمعی است.
منابع کنش جمعی در بردارنده روش هایی است که افراد، برای رسیدن به هدف خود از آن استفاده می کنند.
سیدنی تارو و نظریه جنبش های اجتماعی
سیدنی تارو به جنبش های اجتماعی در دوره های اعتراض ودوره های منازعه یاد می کند.تارو اعتقاد دارد که،جنبش های اجتماعی به طور فردی رخ می نمایند. یک موج عمومی نا آرام اجتماعی هستند. با برخی از وقایع پیش بینی نا پذیر تسریع می شوند.
تارو اعتقاد دارد که :
مردم هنگامی شورش می نمایند که نار ضایتی های جدیدی بر نارضایتی های قدیمی افزوده گردد یا فرصت های سیاسی جدیدی به وجود آیند.
تفاوت نظریه تیلی با مایر زالد:
1) تیلی فر ضیات نظریه انتخاب عقلانی را رد می کند. نگرش او نگرش مار کسیستی رادیکال تری است.
2) نظریه ساختاری فرصت سیاسی،علت توسعه جنبش
اجتماعی را سازمان رسمی نمی داند،بلکه توجه خود را را به توسعه مقاومت در
محیط های توده ای معطوف می کند. نظریه دموکراسی رادیکال
تبیین مفهوم دموکراسی رادیکال:
از مفهوم دموکراسی رادیکال به فرامارکسیسم
نیز یاد می شود.مدل فرا مارکسیسم می خواهد مدل جدیدی از دموکراسی را ارائه
کند.این مدل تلاشی برای انطباق با دگرگونی های سیاسی واجتماعی واقتصادی
وفرهنگی جهان است.
دموکراسی کثرت گرای رادیکال یا
فرامارکسیسم،از آمیزه ای جدید از کثرت گرایی ورادیکالیسم تشکیل شده است. از
سوی دیگر دموکراسی کثرت گرای رادیکال، حاصل ترکیب وگسترش برخی جنبه های
مدل لیبرال ومدل سوسیالیست دموکراسی بوده واکنون به بدیلی برای این دو مدل
تبدیل شده است.
به عبارت دیگر مدل دموکراسی کثرت گرا، با تاکید بر اصل تفاوت می کوشد بر ثنویت موجود میان دو تعبیر از دموکراسی یعنی،دموکراسی به عنوان یک فن ودموکراسی به عنوان یک ارزش فایق آید وبه آمیزه ای از این دو دست پیدا کند.
ثنویت مدل های رایج دموکراسی:
ثنویت موجود در دموکراسی مبتنی بر الگوهای متفاوتی است. معروفترین این الگوها،دموکراسی جکسونی ودموکراسی جفرسونی است.
دموکراسی جکسونی: این دموکراسی به شیوه روسویی معروف است که به حاکمیت وحکومت اکثریت ودخالت مستقیم مردم در امور سیاسی اشاره دارد.
دموکراسی جفرسونی: که به حکومت محددود به قانون ونگاهبانی از حقوق وآزادی های فردی اشاره دارد.
الگوی رایج دیگر در ثنویت های دموکراسی،بحث پیرامون ارزش وفن بودن دموکراسی باز می گردد.
دموکراسی به مثابه یک ارزش:
دموکراسی به مثابه یک ارزش
به معنای آن است که خطری مشترک وجود دارد وهیچ فردی بدون مشارکت در زندگی
عمومی کشورش به بالندگی کامل نمی رسد. در این حالت فضای همگانی اهمیت اساسی
دارد.پیشینه دمکراسی به مثابه یک ارزش را می توان تا یونان باستان دنبال
کرد. در یونان قدیم،اصل شهروندی ومشارکت فعال شهروندان در اداره امور سیاسی
اهمیت حیاتی داشت وزندگی عمومی به زندگی خصوصی می چربید.
دموکراسی به مثابه یک فن:
این دموکراسی محصول پس از انقلاب فرانسه
است. این دموکراسی مشتمل بر یک رشته رویه ها وترتیبات خاص حقوقی وسیاسی در
مورد شیوه بر گزاری انتخابات دوره ای گردید.
دموکراسی کثرت گرای رادیکال می کوشد که بر این ثنویت غلبه کند وبه نحوی هر دو مدل را در قالب یک مدل جدید تلفیق کند.
آنچه در بحث ثنویت دموکراسی مطرح است این است
که استقرار دموکراسی در یک وضعیت پارادوکسیکال صورت می گیرد. از یک سو
ابتدا باید قدرت دموکراتیزه شود تا اینکه جامعه دموکراتیزه شود،اما از سوی
دیگر، دموکراتیزه کردن قدرت به جامعه ای دموکراتیک نیاز دارد. زیرا نظام
دمکراتیک حکومت نمی تواند با وجود یک فرهنگ نا مانوس یا متخاصم دوام
بیاورد. روند دموکراتیک شدن با توسعه فرهنگ مدنی همراه بوده وپویایی خاص
خود را دارد وبا توجه به تحول اوضاع ومقتضیات اشکال گوناگونی به خود می
گیرد.
مبانی دموکراسی کثرت گرای رادیکال
درباب مبانی دموکراسی کثرت گرای باید به شرح وتبیین دیدگاه نظریه پردازان آن وسپس مبانی دموکراسی کثرت گرای رادیکال اشاره کرد.
الف) مبانی دیدگاه های نظریه پردازان دموکراسی کثرت گرای رادیکال:
نظریه پردازان دموکراسی کثرت گرای رادیکال:
دو تن از نظریه پردازان معروف دموکراسی کثرت گرای رادیکال عبارتند از:
1) ارنستو لاکلائو.
2) شانتال موفه.
سه دلیل وجود دارد که لاکلائو و موفه را باید نظریه پرداز دموکراسی رادیکال یا دموکراسی در شرایط پسا مدرن تلقی کنیم:
1) وجود توسعه فرهنگ که به وسیله جامعه
شناسان پسا مدرنیته تئوریزه گردیده وباید شرایط را برای دموکراتیک شدن
فراهم نماید نه اینکه بخواهد سیاست رادیکال را نابود کند.
2) تعهد آنها به دموکراسی لیبرال به معنای
تعهد به مدرنیته می باشد. اما برداشت آنها از دموکراسی کاملا پسا مدرن است.
آنها اصطلاح پسامارکسیست را ترجیح می دهند. آنها می خواهند مارکسیست را
ساخت زدایی کنند.
3) آنها به موضوعات جامعه شناسی عینی گرایش یافته اند.
تبیین اندیشه های لاکلائو وموفه در نظریه دموکراسی رادیکال کثرت گرا:
1) موفه ولاکلائو بر آنند که چگونه می توان
از یک طرف از توتالیتاریسم ناشی از قطعیت مدرن حقیقت اجتناب نمود وهم از
گسیختگی ناسی از بازی های زبانی پسا مدرن جلوگیری نمود.
2) شیوه لاکلائو و موفه به شیوه جان فرانسیس لیوتار در پسا مدرن، نزدیک است.
3) لاکلائو وموفه مانند کلود لفورت معتقدند
که جوامع مدرن جوامعی هستند که در آنها مرکز قدرت خالی شده است. عزل شهر
یار،شرایط را برای دموکراسی فراهم نموده است.
4) لاکلائو وموفه،تنها راه تضمین کثرت گرایی
در مقابل تو تالیتاریسم را امکان یک جامعه سیاسی مساوات گراتر
وفراگیرتر،رادیکال شدن دموکراسی لیبرال می دانئد.
دلایل وچرایی پایدار بودن دموکراسی رادیکال از نگاه لاکلائو وموفه:
لاکلائو ووموفه دموکراسی رادیکال را پایدار میدانند،زیرا:
1) آنها یک پا در اردوگاه مدرن وپای دیگر در اردوگاه پسا مدرن دارند،
2)دموکراسی لیبرال مدرن است،اما شیوه آنها پسا مدرن است. دموکراسی لیبرال بر هیچ پایه فرا گفتمانی قرار نگرفته است،
3) نوع نگاه آنها به جامعه مدرن است.
ابعاد دیگر اندیشه های لاکلائو وموفه در دموکراسی رادیکال:
1) لاکلائو وموفه براین اعتقادند که سنت لیبرال دموکراتیک مانند همه جنبه های واقعیتی اجتماعی- گفتمانی است.
2) آنها اعتقاد دارند که سیاست اجتماعی، زمینه های رادیکال شدن بیشتر دمکراسی را فراهم می کند.
3)آنان نابرابری ها را به چالش می کشند.
4) مبارزه جنبش های اجتماعی به گونه ای اساسی متکثر است،چراکه در بر دارنده هویت ها وعرصه های سیاسی گوناگون ومتنوعی هستند.
5)آنها برای گسترش آزادی،در میان گروه های جدید مبارزه می کنند.
6) دولت برای طرح دموکراسی موفه ولاکلائو اهمیت دارد.
7) آنها تنش دائمی در دمکراسی رادیکال را تایید می کنند،زیرا نهادینه شدن حقوق دموکراتیک مستلزم سازماندهی جمعی است.
8) لاکلائو وموفه در دموکراسی،مباحثه را بر اجماع مقدم می شمردند.
9)به نظر لاکلائو وموفه،دمکراسی بدون قدرت ممکن نیست.
انتقادات وارده بر دموکراسی رادیکال لاکلائو وموفه
بر دیدگاه های لاکلائو وموفه در باب دموکراسی رادیکال،انتقاداتی وارد شده است که به شرح زیر است،
1) آنها در تحلیل خود،برای فشارهایی که از
جانب ساختار ها ونهادهای اجتماعی وارد می شود،اهمیت کافی قائل نشده اند.به
عبارت دیگر،آنها نمی توانند توضیح دهند که چرا بعضی از مناسبات وترتیبات
موثرند وبعضی نیستند.
2) دموکراسی که مبتنی بر قدرت باشد،دموکراسی مشروعی نیست. از مدل آنها به مدل دموکراسی مشاجره ای نام برده می شود.
3) آنها به سنت سیاسی غربی پایبند هستند. بنابراین،اندیشه دموکراسی رادطیکال در یک جامعه چند فرهنگی محدود می شود.
4) آنها بر این اعتقادند که نتایج دموکراسی رادیکال به وسیله سنت سیاسی غرب محدود شده است،از این رو مدل کثرت گرایشان ناقص است.
مبانی واصول دمکراسی کثرت گرای رادیکال:
دموکراسی کثرت گرای رادیکال دارای مبانی واصولی است که به شرح زیر می باشد:
1) فرامارکسیسم یا دموکراسی کثرت گرای رادیکال،دموکراسی را مناسب ترین الگو برای نظام سرمایه داری می دانند.
2) دموکراسی کثرت گرای رادیکال از طبقه کارگر ونماینده آن یعنی حزب کمونیست به نگاهبان یک ضرورت به شدت انتقاد می کند.
3) مدل دموکراسی
کثرت گرای رادیکال،بدیل نظم اجتماعی دموکراتیکی را در برابر طرح های سوسیال
دموکرات وراه سوم از یک سو، وکمونیسم اردوگاهی از سوی دیگر پیشنهاد می
کند. از این رو می توان آن را جنبش جدیدی در درون جریان های فکری چپ محسوب
کرد.
4) مدل دموکراسی
کثرت گرای رادیکال،خواستار گذار از ساختارهای عمیقا نابرابر اقتصادی
واجتماعی ومبارزه با بهره کشی است.ضمن آنکه این مدل،نقد کلیت گرایی را نیز
مطرح می کند.
5) مدل دموکراسی کثرت گرای رادیکال، کثرت گرایی یا پلورالیسم را جز جدایی ناپذیر دموکراسی تصور می کنند.دیویدهلد بر این اعتقاد است که دموکراسی بدون کثرت گرایی فاقد معنا می باشد.
6) لاکلائو
وموفه،برقراری یک جامعه کاملا همگون را غیر ممکن می دانند،زیرا شرط بر
قراری چنین همگونی،زدودن آنتا گونیسم هاست وحتی در دموکراتیک ترین ورادیکال
ترین انواع دموکراسی نیز چنین کاری امکان پذیر نیست.
7) در دموکراسی
کثرت گرای رادیکال،قدرت پراکنده وهژمونی های موازی شکل می گیرند که هر کدام
چارچوب خاص خود را می سازند. این قدرت ها هرکدام داعیه واقتضایی دارند و
می توانند در جریان تحول سیاسی واجتماعی ایفای نقش کنند.
8) انقلاب دموکراتیک مورد نظر موفه
ولاکلائو،دعوی نهادینه کردن اصول آزادی،برابری وکثرت گرایی دارد. مبارزه
برای دستیابی به این اهداف نه بر اساس مبارزه خشونت آمیز برای کسب قدرت
سیاسی، بلکه از طریق ارائه درک رادیکالی از اصل شهروندی صورت می گیرد.
9) در نهایت وجه مشخصه اصلی دموکراسی کثرت
گرای رادیکال،تاکید آن بر کثرت گرایی به عنوان یکی از جنبه های جدایی
ناپذیر از زندگی انسان هاست.
ابعاد دیگر ویژگی های دموکراسی کثزت گرا:
1) از مدل دموکراسی کثرت گرای رادیکال،به مدل دموکراسی رادیکال پسا ساختارگرا نیز یاد می شود.
2) دموکراسی لاکلائو وموفه،به صراحت به سیاست فرهنگی می پردازد.
3) این دموکراسی به عنوان یک نظریه پسا مدرن دموکراسی است.
4) این دموکراسی مخالف دموکراسی مشورتی هابرماس است.
5) این مدل،مدلی است که به پروژه ناتمام مدرنیته کمک می کند.
بحث پیرامون مشکلات جوامع پیچیده
جوامع پیچیده با مشکلاتی روبرو اند که عبارتند از:
1) از تقسیم کار شدیدا تفکیک شده ای بر خوردرارند،به گونه ای که وظایف در سیستم های فرعی تخصصی انجام می گیرد.
2) اگرچه میان سیستم های فرعی گسستگی وجود دارد،ولی آنها به گونه ای فزاینده،از لحاظ کار کردی به هم وابسته اند.
3) به واسطه تغییر وجدایی سریع ومداوم تشکیلات اجتماعی وفرهنگی جامعه معاصر،ما با فقدان فزاینده همبستگی اجتماعی روبروهستیم.
4) به اعتقاد اوفه،جوامع پیچیده،دولت های ضعیفی دارند، این امر به علت فقدان همبستگی اجتماعی است.
5) اوفه می گوید:جوامع معاصر را باید پیچیده نامید نه مدرن یا پسا مدرن زیرا:
1) ویژگی اصلی آنها انعطاف ناپذیری است،
2) مشکلات منحصر به فردی دارند وپیش بینی وبرنامه ریزی عملا غیر ممکن می گردد.
3) انفکاک کارکردی تخصصی،پیش بینی تاثیرات را کم کرده است.
اوفه ومعمای دموکراسی در جوامع پیچیده:
اوفه می گوید:جوامع معاصر را باید پیچیده نامید نه مدرن یا پسا مدرن، زیرا:
الف) ویژگی اصلی آنها انعطاف نا پذیری است،
ب) مشکلات منحصر به فردی دارند وپیش بینی وبرنامه ریزی عملا غیر ممکن می گردد.
ج) انفکاک کارکردی تخصصی،پیش بینی تاثیرات را کم کرده است.
اوفه دو منبع ضعیف برای دموکراسی پیشنهاد می کند:
1) ظهور جنبش های اجتماعی در جامعه مدنی،او در این نظریه،به هابرماس نزدیک می شود.
2) برای ایجا دموکراسی جامعه باید بدون از
دست دادن فواید مدرنیزاسیون،تا حد امکان ساده شود تا بدین وسیله تصمیمات
شفاف تر شوند وکنترل افزایش یابد.
دانیلو زولو و معمای دموکراسی:
دانیلو زولو،به تحقق امکان دموکراسی در جوامع پیچیده بدبین تر است. مدل زولو،مدل نخبه گرایی رقابتی است.
دلایل وچرایی رقابت در میان آرا ونظرات گوناگون از نظر دانیلو زولو:
دانیلو زولو از اینکه رقابت بین نظرات گوناگون وجود ندارد،چندین دلیل می آورد:
1) هیچ رقابتی بین احزاب وجود ندارد،چراکه همه آنها سیاست های مشابهی را پیشنهاد می کنند.
2) با پاره پاره شدن منافعی که خارج از حوزه سیاسی بر فرایند سیاسی تاثیر می گذارند،خطر نا کار آمدی سیاسی وجود دارد.
3) اغلب مذاکرات سیاسی بین گروه ها در پشت صحنه صورت می گیرد واکثر مردم،از آنها اطلاعی ندارند.
4 )ظهوررسانه های جمعی به کاهش حوزه عمومی
منجر شده است. زولو اعتقاد دارد که همه تجربیات واندیشه ها به واسطه
تلویزیون ها به دست می آیند. بنابراین شهر وندان به مصرف کنندگان کم اطلاعی
تبدیل می شوند که هیچ انتخاب واقعی ندارند. زولو این وضعیت را خطرناک می
داند که می تواند منجر به تو تالیتاریسم شود.
هابرماس ومعمای دموکراسی:
هابرماس را باید خوش بین ترین نظریه پرداز در
خصوص پیچیدگی ودموکراسی دانست. مدل دموکراسی هابرماس،مدل دموکراسی مشورتی
می باشد.مدل دموکراسی هابرماس بر این باور است که:
علیرغم فروپاشی همبستگی اجتماعی سنتی ومشکلات
کنترل نظام های اجتماعی شدیدا بورکراتیک وشی گشته،دموکراسی می تواند به
بقای خود ادامه دهد.
هابرماس اعتقاد دارد که،بسیج جنبش های اجتماعی در جامعه مدنی کمک مهمی به توسعه دموکراسی می کند.
هابرماس بر این اعتقا است که:
انفکاک کارکردی، جامعه را به چهار حوزه تقسیم کرده که با دوگرایش متفاوت مشخص می گردند:
گرایش اول: اقتصاد ودولت بورکراتیک،که پول وقدرت را تولید می کنند.
گرایش دوم: جهان زیست: حوزه عمومی جامعه مدنی خارج از دولت وحوزه خصوصی درونی.
بازیگران در این عرصه ها از طریق کنش ارتباطی
در صدد درک یکدیگر بر می آیند.هابرماس بر ین اعتقاد است که، مدرانیزایسیون
پیشرفت کرد،امکان دموکراسی افزایش یافت،اما پیچیدگی جوامع معاصر این امکان
را به شدت محدود ساخت.
تز انتقادی هابرماس در باب تحول عمده در انحطاط بورژوازی:
هابرماس اعتقادارد که سه تحول عمده،انحطاط بورژوازی را به همراه داشت که تز انتقادی هابرماس را شکل می دهند:
1)گسترش حوزه عمومی سبب می شود که سازمان وسیعی مثل احزاب سیاسی با گرایش بورکراتیک والیگارشی جای افراد را بگیرند،
2) تمایز حوزه عمومی وخصوصی از بین رفت وحوزه
عمومی به جای تلاش برای دستیابی توافق،بیشتر به چانه زنی منافع میان احزاب
دیوان سالاری وگروه های ذینفع خاص تبدیل شد.
3) افزایش وسایل ارتباط جمعی،شهروندان را به دریافت کندگان منفعل محصولات صنعت فرهنگی تبدیل ساخت.
با این توصیف هابرماس اعتقاد دارد که امکان
زنده ساختن حوزه عمومی وجود ندارد،اما سازمان هایی که حوزه عمومی را نابود
ساختند،ممکن است از درون دموکراتیک شوند.
4) هابرماس در فرایند مدل دموکراسی مشورتی،کارکرد گرایی نیکلاس لومان،نماینده
معاصر اصلی این نحله فکری را رد کرد.نظریه لومان در اعتقاد هابرماس،محافظه
کارانه بود. هابرماس اعتقاد دارد که سیستم لومان،تحول جهان زیست را در نظر
نگرفته است.
5) هابرماس اقتصاد ودولت را سیستم هایی محصوردر خود تلقی می کند.
7) هابرماس هدف جنبش اجتماعی را دفاع جهان زیست در مقابل جهان سیستم می داند.
8) هابر ماس بر این اعتقاد است که که همه اعمال ارتباطی،چهار دعوی اعتبار را در بردارند:
الف) قابلیت درک، ب)حقیقت عینی، ج)سلامت اخلاقی، د)خلوص.
با وجود این،هابرماس بر این اعتقاد است که شرط رسیدن به توافق واقعی بر سر دعاوی اعتبار،وضعیت کلامی ایده آل می باشد.
9) هابرماس از قانون اساسی به عنوان نهادی که دموکراسی از طریق آن تحقق شود،اشاره می کند.
10) هابرماس بر این اعتقاد است که تصمیمات قانونی وحقوقی باید غیر متعصبانه باشند.
11) هابرماس بر این اعتقاددارد که قانون تا جایی مشروع است که توافق همه شهروندان را جلب کند.
12) در مدل دموکراسی هابرماس،جنبش های اجتماعی بازیگران اصلی در شکل دهی اراده دمکراتیک می باشند.
انتقادات وارده بر مدل دموکراسی هابرماس:
انتقاداتی بر دموکراسی هابرماس وارد شده است که به شرح زیر است،
1) امکان حداقل وفادداری هابرماس از عناصر کار کرد گرایی که امکان دموکراسی شدن را محدود می سازد.در این باره توماس مک کارتی مترجم آثار هابرماس اعتقاددارد که:
هابر ماس منتقد کار کرد گرایی است،ولی چرا احساس می کند که مجبور به پذیرش کار کرد گرایی است.در این باره هانس ژواس
براین اعتقاد است که،دلیل گرایش هابرماس به نظریه کار کرد گرایی این است
که نظریه سیستم امکان بررسی فرایند های اجتماعی را که محصول اعمال آگاهانه
وعمدی نیستند را، فراهم می آورد.
2) دومین انتقاد آن است که که تبادل نظر دموکراتیک به سوی اجماع جهت گیری شده است.این نقد را فرانسیس لیوتار در کتاب وضع پست مدرن بر لیوتار واردکرده است.
3) انتقاد دیگر به مدل دموکراتیک هابرماس آن است که بیش از حد عقل گرا بوده است.
مباحثی پیرامون جهانی شدن دموکراسی وخصوصیات دموکراتیک جهان وطن:
بر جسته ترین اثرات جهانی شدن بر دموکراتیک به وسیله دیوید هلد صورت گرفته است.
نظریه هلد در مورد حکومت دمکراتیک جهان وطن می باشد.
هلد بر این اعتقاد است که که حکومت دمکراتیک
جهان وطن در بردارنده بحث وتبادل نظر است. در مدل جهان وطن هیچ درک و
رداشتی از اهمیت سیاست فرهنگی برای دموکراتیک شدن جهانی ارائه نشده است.
خصوصیات دموکراتیک جهان وطن:
1) این مدل متوجه باز سازی نهاد های سیاسی رسمی است،
2)حکومت جهان وطن به باز توزیع قدرت در تمام سطوح می پردازد.
3)حقوق بین الملل وسازمان ملل نهاد هایی برای پاسخگویی دموکراتیک هستند.
انتقادات وارده بر نظریه دیوید هلد:
بر نظریه هلد انتقاداتی وارد شده است که اهم آن به بیان زیر است:
1) اوتوجه کافی به تداوم قدرت دولت- ملت ها ندارد،
2) دیوید هلد نشان نمی دهد که چگونه سرمایه داری جهانی می تواند به کنترل های شدید تر از کنترل های کنونی گردن نهد.
مباحثی پیرامون جامعه شناسی پسا مدرن:
زیگمون بومان را باید بر جسته ترین اندیشمند در ایجاد جامعه شناسی پسا مدرنیته دانست.
دو رویکرد عمده به جامعه شناسی پسا مدرن وجود دارد:
1) رویکرد اول که به مارکسیسم
تعلق دارد،که بر گسترش فرهنگ مصرفی ورسانه ای به واسطه توسعه سرمایه داری
تمرکز می کند. از خصوصیت بارز این رویکرد آن است که سیاست رادیکال درآن
عملا امکان ندارد. معروفترین طرفدار این نگرش،فردریک جمیسون است که از نظر او پسا مدرن یعنی:
منطق فرهنگی سرمایه دادری متاخر.
جمیسون اعتقاد دارد که فرهنگ عصر پسا مدرن
جذب تولید کالایی شده است. جمیسون فرهنگ پسا مدرن را سطحی وعاری از احساس
ویک بازی سطحی ومبتنی برمتن تلقی می کند که جایگزین حقیقت وارزش شده است.
جمیسون در تشریح بحث خود از هتل بوناونتورا در لوس آنجلس مثال می زند.
اما هاروی در مورد تداوم سودمندی مارکسیسم صریح تر سخن می گوید وپسا مدرن را نتیجه نیاز مند های توسعه گرایی اقتصاد سرمایه داری می داند. هاروی اعتقاد دارد که فرهنگ پسا مدرن به وسیله پسامدرنیته انعطاف پذیر تعیین می شود.
بدبینی دیگر مارکسیسم در خصوص پسا مدرن به دوران جدید است.
آنها به پسا مدرنیته از منظر پسا فوردیسم می
نگرند. آنها پسا مدرن را شکل جدیدی ز جامعه می دانند. که به وسیله سرمایه
داری در واکنش به انعطاف ناپذیری فوردیسم به وجود آمد. فوردیسم در بردارنده
تولید انبوه برای مصرف انبوه بود. پسا فوردیسم شاهد تغییر در فرهنگ وهویت
نیز می باشدکه با تغییرات فوق،در نیروها وروابط تولید ارتباط دارد.
2) رویکرد دوم، که نظریه پردازان آن نسبت به سیاست رادیکال بدبین هستند. لیوتار را باید اصلی ترین نظریه پرداز این رهیافت دانست. استفان کروک،ژان پاکولسکی وملکولم واتزر، نیز در این رهیافت جای می گیرند.
کروک وهمکارانش بر این اعتقادند که
مدرانیزایسیون به واسطه تفکیک وظایف،درجامعه سیستم های فرعی خلق می کند که
به لحاظ کار کردی تخصصی ومستقل هستند. آنها همچنین پدیده پسا مدرنیته را در
بر د ارنده توسعه فرهنگ تلقی می کنند.کروک وهمکارانش فرایند های انفکاک
بیش از حد وانفکاک زدایی را در سیاست نیز به وضوح مشاهده می کنند. آنها بر
نقش جنبش های اجتماعی جدید تاکید می نماید وآنها را از اشکال سیاست طبقاتی
که به گونه ای ساختاری تعیین شده بودند ودر دولت کورپوراستی عصر مدرنیته
پیشرفته برجسته بودند،مهمتر می دانند.
نظرات (0)
توسعه امنیت نرم در محیط سایبر
مقدمه
ایمن سازی فضای مجازی به عنوان یکی از اصول راهبردی دولتها برای ارتقای
ضرایب امنیت داخلی و خارجی محسوب می شود، به طوری که همسو با توسعه ی زیر
ساخت های تدابیر حفاظتی و ایمنی مرزها و زیرساخت های حساس نظیر نیروگاه ها،
سدها، پادگانها، مراکز و تاسیسات هسته ای، توسعه ی ضرایب امنیت شبکه نیز
به عنوان یکی از دغدغه های اصلی کشورها درآمده است. به همین منظور کشورهای
توسعه یافته، مانند ایالات متحده آمریکا، کمیته ی مشورتی ویژه ای را برای
افزایش امنیت در فضای مجازی ایاد کرده اند تا بتوانند با هماهنگی بین دو
بخش خصوصی و دولتی امنیت فضای سایبر را فراهم کنند( افتخاری، 10-9 :1382)،
به طوری که امروزه مدیریت پیشگیری تهیدات امنیت ملی در فضای مجازی به یکی
از کارویژه های مهم وزارت امنیت داخلی تبدیل شده است.
فضای مجازی که در آن میلیون ها رایانه به وسیله ی تعدادی سرور با
یکدیگر ارتباط برقرار کرده و به تبادل اطلاعات میپردازند از دستاوردهای
توسعه فناوریهای نوین است که موجب آسایش بشر، سرعت و دقت معاملات و
ارتباطات بشری شده و به صورت یک نیاز در ردیف سایر نیازهای بشری مانند غذا،
سوخت، حمل و نقل و غیره درآمده است و مشاغل جدیدی چون تجارت الکترونیک،
دانشگاه مجازی، پزشکی و مشاوره ی حقوقی از راه دور را به وجود آورده است.
به گونه ای که طبق آمار شرکتها سالیانه حدود یک تریلیون دلار در زمینه ی
تجهیزات، نرم افزار و خدمات فناوری هزینه میکنند و اگر مبالغ مربوط به
هزینه خدمات مخابراتی را به این مبلغ اضافه کنیم رقمی معادل 2تریلیون دلار
خواهد شد( گراه،109:1386)، اما با همه ی این مزایا، فناوریهای نوین مشکلات و
چالش هایی نیز برای امنیت ملی کشورها به وجود آورده که تهاجم سایبر، سرقت
اطلاعات محرمانه ، هک کردن سایت های اینترنتی وزارتخانه ها و نهادهای و
نهادهای راهبردی، نفوذ در شبکه های مالی و پولی و حساب های شخصی، هتک حرمت
افراد و تهدید حاکمیت ملی از سوی اشخاص و گروههای سازمان یافته بین المللی
از مهمترین مصادیق آن است.
اهمیت مهندسی ایمن سازی محیط سایبر در حدی است که پنتاگون در سند امنیت
ملی بر لزوم اتخاذ تدابیر بازدارنده و پیش دستانه ی مناسب برای مقابله با
تهدیدهای اینترنتی چین که در حوزه ی شبکه های جاسوسی مجازی پیشرفت چشم گیری
داشته تاکید کرده است. از مهمترین مصادیق آن میتوان به نفوذ و دستیابی
جاسوسان شبکه ای پکن به اطلاعات محرمانه ناسا یا جامعه تبتی های در تبعید
اشاره کرد.
گستره ی فضای مجازی در محیط امنیت ملی با توسعه ی فناوری اطلاعات و
ارتباطات و قرار گرفتن کشورها در دهکده جهانی افزوده شده و به غیر از لزوم
حفظ و ارتقای امنیت فیزیکی، مانند امنیت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و
مرزی ، توسعه زیرساخت های امنیت فضای شبکه نیز به یکی از پیش نیازهای
توسعه ی انتظامی مطلوب در افق ایران 1404 تبدیل شده است. از این رو در این
مقاله، با یک رویکرد آینده پژوهی کاربردی، ویژگی و ابعاد جنگ های شبکه ای
با ذکر مصادیقی بررسی و در چارچوب ساختار امنیت ملی برنامه پنجم توسعه و
سند چشم انداز به مهمترین تهدیدهای انتظامی_امنیتی و بایسته های سیاسی
جمهوری اسلامی ایران در برابر تهاجم شبکه ای اشاره می شود.
1 ویژگی جنگ های شبکه ای در ساختار انتظامی_امنیتی
هر اقدامی که برای دسترسی، بهره برداری، مختل سازی، عدم دسترسی، افت
کیفیت و انهدام اطلاعات ذخیره شده در محیط های وب، حذف اطلاعات دشمن و
حفاظت از اطلاعات ملی_راهبردی صورت میگیرد در چارچوب جنگ شبکه ای تعریف
میشود.
محیط وب، اینترنت و فضای مجازی اصطلاحاتی هستند که همسو با توسعه ی
فناوری اطلاعات و ارتباطات و کم رنگ شدن مرزهای فیزیکی به صورت مستقیم در
حوزه ی امنیت نرم وارد شده است. آفندهای تهاجم شبکه ای به دو دسته ی فعال و
غیر فعال یا مخرب و غیر مخرب طبقه بندی میشوند. جنگ های شبکه ای به قسمت
های زیر ابل تفکیک هستند:
-جنگ فرماندهی و کنترل با هدف حداقل سازی و تضعیف انسجام فکری_رویه ای ساختارهای نظام به ویژه در وضعیت بحران
_جنگ بر پایه ی اطلاعات با هدف حفاظت از زیرساخت ها وزیر بناهای اطلاعاتی کشور
_جنگ الکترونیک با هدف شنود تلفن همراه و مخابرات رادیویی مانند بی سیم
ها، رمز نگاری عباراتی که نهادهای جاسوسی به کار گرفته اند، اخلال در
فرایند مخابرات رادیویی و ماهواره ای و ایجاد پالس های هدایت شده
الکترومغناطیس که باعث سوختن مدارهای الکترونیکی، مختل سازی یا تخریب کامل
سخت افزار شبکه های رایانه ای می شوند
_جنگ روانی با هدف مدیریت و مهندسی افکار عمومی
_جنگ هکرها با هدف مختل سازی شبکه های وب.
جنگ های سایبری بر خلاف جنگ کلاسیک هیچ گونه خط مقدم و جبهه ی مشخصی
ندارد. در جنگ جهانی اول، به دلیل وقوع انقلاب صنعتی، ارتش های مجهز و بزرگ
شکل گرفت، ولی دیپلماسی نظامی کشورها در جنگ های نوین به سمت بهره گیری
تلفیقی از انقلاب صنعتی و انقلاب اطلاعاتی متمایل شد و کشورها با آموزش
افرادی که به هکرها معروفند به شبکه های اطلاعاتی کشور هدف نفوذ کرده و به
سرقت اطلاعاتی و یا ورود اطلاعات نادرست اقدام میکنند.
برای مثال پنتاگون بررسی طرح فوق سری مدل اینترنت آینده را در دستور کار
قرار داد که در آن روش های هک کردن به منظور از کار انداختن شبکه های برق،
ارتباطات، فرودگاه ها و بازارهای مالی مطالعه شده و همچنین روش های دفاعی
توسعه نسل های تکامل یافته تسلیحات مجازی بررسی شده است.
در مثال دیگر می توان به نفوذ هکرهای چینی به شبکه رایانه ای کاخ سفید و
اطلاعات پست های الکترونیکی برخی مسئولان ایالات متحده آمریکا در
نوامبر2008 اشاره کرد. همچنین در مارس 1999 هکرهای چینی توانستند به یک
سرور در ناحیه ی سان آنتانیو که کنترل کننده ی اطلاعات حساس شبکه ای چندین
پایگاه نظامی است، آژانس اطلاعات هواییف مرکز اطلاعات تسلیحات نیروی هوایی و
مرکز کنترل عملیات و فرماندهی ستاد مشترک ارتش نفوذ و به اطلاعات محرمانه ی
نظامی دست یابند.
مهمترین ویژگی جنگ های شبکه ای عبارت اند از:
کاهش هزینه و افزایش سطوح تاثیرگذاری: توسعه ی جننگ
افزارهای اطلاعاتی بر خلاف تسلیحات کلاسیک، نیاز به منابع مالی گسترده
ندارد. کلید اولیه ی ورود به این حوزه از عملیات های نامتقارن مدیریت دانش
در سامانه های اطلاعاتی و الکترونیکی است.
کم رنگ شدن مرزهای فیزیکی: در نبردهای اطلاعاتی به
سختی می توان بین منابع داخلی، خارجی یا منشا تهدید تمایز قائل شد، به طوری
که نمی توان هدف حمله یا عامل اصلی تهاجم را شناسایی کرد.
جلوگیری از خدمات شبکه: این ویژگی جنگ شبکه ای را که
ممکن است هکرها انجام دهند راه استفاده از اطلاعات را سد می کند و کاربر
دیگر قادر به استفاده از منابع، اطلاعات و سرور نیست. این حمله از نوع فعال
بوده و به وسیله ی کاربران داخلی یا خارجی صورت میگیرد.
استراق سمع: در این نوع حمله ی مهاجمف بدون اطلاع
طرفین تبادل داده، اطلاعات و پیام ها را شنود میکند. این حمله ی غیرفعال از
سوی کاربر داخلی یا خارجی صورت می گیرد.
تقلیل سرعت شبکه: در این حمله هکرها بر اساس یکسری
بسته های اطلاعاتی سرعت شبکه را تقلیل داده و اطلاعات ارزشمندی را به دست
می آورند. این حمله از نوع غیرفعال بوده و بیشتر از سوی کاربران خارجی صورت
می گیرد.
دست کاری پیام ها و داده ها: این حمله از نوع فعال است
و در آن هکرها جامعیت و صحت اطلاعات را با تغییرات غیرمجاز مختل کرده و
معمولا از سوی کاربر خارجی انجام می شود.
جعل هویت: یک نوع فعال است که در آن هکرها هویت کاربر مجاز شبکه را جعل یکند که از سوی کاربرن خاجی صورت می گیرد.
افزایش جاسوس ها: در جهان مجازی با افزایش ماهواره های
متصل به شبکه های الکترونیکی و با وابستگی روزافزون نهادهای اجرایی به
شبکه های رایانه ای که امکان دسترسی به آنها از طریق فضای وب وجود دارد،
زمینه ی لازم برای جاسوسی بیگانگان و تهدید نظام جامع امنیت اطلاعات در
محیط سایبر فراهم شده است. به عنوان مثال، گروه های تروریستی یا کشورهای
متخاصم نه تنها میتوانند از اطلاعات موجود در اینترنت که در دسترس عموم
است، استفاده کنند بلکه می تواند به طور مخفیانه به شبکه های رایانه ای
نیز دست یابند.
2 مختصات تهاجم شبکه ای در ساختار انتظامی-امنیتی
مهم ترین شاخص های تهاجم سایبر و شبکه ای مخالفان نظام جمهوری اسلامی
ایران با رویکرد افزایش هزینه های انتظام بخشی پلیس کشور در برنامه ی پنجم و
سند چشم انداز غبارت اند از:
1-2 سازمان دهی تنش های متراکم و گسترده با رویکرد تضعیف نظام امنیت اجتماعی
رصد تحرکات مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران قبل و بعد از دهمین دوره
انتخابات ریاست جمهوری در فضای وب بیانگر برنامه ریزی شبکه ای هدفمند آنان
برای بحران سازی و ایجاد تنش های متراکم و گسسته در ساختار انتظامی کشور
است.
تنش های اجتماعی متراکم بخشی از جامعه را متاثر می سازند و کنترل آن
برای پلیس کشور امکان پذیر است. در حالی که وقوع بحران های اجتماعی فراگیر
در سطحی است که توانمندیهای ناجا برای کنترل آن کافی نیست.
از طرفی رویکرد آمریکا پس از دهمین دوره ی انتخاب ریاست جمهوری ایران بر
اساس دو رهیافت دولت ناکام و تهاجم نرم پایه گذاری شده به طوریکه از یک
طرف دولت دهم را در مدیریت کلان کشور ناکارامد نشان میدهدو از طرف دیگر با
گسترش کاربست آفندهای نرم افزاری برای پیشبرد دکترین تنش از پایین ، چانه
زنی از بالا برنامه ریزی میکند که با گسترش آشوب های اجتماعی می تواند
هزینه های انتظام بخشی را افزایش دهد.
بحران سازی شبکه ای در قالب تهاجم نرم بیشتر بر قومیت ها، کارگران،
دانشجویان، نخبگان، روزنامه نگاران و سرمایه داران متمرکز است، به طوریکه
دانشجویان، نخبگان و روزنامه نگاران با آفند تبلیغاتی نقض آزادی های مدنی و
حقوق بشر کارران و دهکهای متوسط و پایین جامعه از طریق بزرگنمایی آسیب های
اقتصادی و ناامنی شغلی طیف سرمایه داران از طریق فقدان امنیت سرمایه گذاری
و سرانجام گروه های قومی-فرقه ای با تبلیغ فقدان آزادی های مذهبی، نگاه
تبعیض آمیز حاکمیت به آنها، بی توجهی دولت به توسعه ی استان های مرزی و
تهییج ناسیونالیسم قومی تحریک می شوند.
به عبارتی، مهمترین مختصات امنیتی تهاجم شبکه ای بر تنش افزایی چندبعدی
در پنج سطح قومی، فرقه ای، صنفی، دانشجویی و اجتماعی متمرکز شده که از
مصادیق آن می توان به تاثیر شبکه های اجتماعی اینترنتی، مانند فیس بوک و
تویتر در ایجاد، گسترش و انعکاس ناآرامی ها پس از دهمین دوره ی انتخابات
ریاست جمهوری 22خرداد 1388 اشاره کرد و حتی دولت آریکا با هدف تنش سازی های
متراکم و گسترده از مدیریت سایت های اجتماعی، مانند تویتر، فیس بوک،
یوتیوب و فیلکر درخواست کرد خدمات خود را بدون وقفه با تمرکز بر تحولات
ایران ادامه دهند که خود بیانگر ارتباط تنگاتنگ محیط سایبر با امنیت ملی
است.
سایت های اجتماعی به سایت هایی گفته میشود که در آنها تولید محتوا و یا
فعالیت کاربران از حالت یکطرفه بیرون آمده و کاربران در تولید محتوا مشارکت
فعال دارند.
و عقاید و نظریات خود را در قالب متن و تصویر به اشتراک می گذارند.
شرکت جست و جوگر گوگل نیز برای تقویت ضریب نفوذ آفندهای شبکه ای، یک نرم
افزار ترجمه انگلیسی به فارسی و بالعکس با هدف تسریع و تسهیل تبادل
اطلاعات در وب سایت ها، وبلاگها و پیامهای پست الکترونیک ایجاد و اقدام خود
را با عنوان حمایت از دستیابی ایرانیان به اطلاعات در شرایط افزایش
محدودیت های رسانه ای توجیه کرد.زبان فارسی به عنوان چهل و دومین زبان در
ترجمه ی آنلاین گوگل است.
مجلس نمایندگان و سنای آمریکا نیز همسو با آفندهای شبکه ای در 19ژوئن
2009 (29 خرداد1388) با صدور قطعنامه ای جمهوری اسلامی ایران را به دلیل
اعمال خشونت علیه مردم معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری محکوم کرد.
405 عضو مجلس نمایندگان به این قطعنامه رای مثبت دادند. مهم ترین اهداف
بحران سازی، تضعیف ثبات امنیت اجتماعی و افزایش هزینه های انتظام بخشی کلان
جامعه عبارت اند از:
-مشروعیت زدایی از نظام با شکاف سازی میان جامعه و سطوح حاکمیت
-به چالش کشاندن تعادل و انسجام تصمیم گیری های استراتژیک با تفرقه
افکنی و تضعیف انسجام فکری-رویه ای متولیان امر در مقوله های راهبردی
-بهره گیری از ترفند شایعه سازی با رویکرد به چالش کشاندن ثبات امنیت
اجتماعی و ایجاد ترس و رعب در جامعه مانند شایعه ی ارتباط وقوع برخی زلزله
ها در استان های جنوب شرقی با برخی از آزمایش های هسته ای زیرزمینی با هدف
ناکارآمدسازی یا تضعیف اعتماد مردم به نهادهای انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی
-ایجاد بحران هویت با تضعیف وحدت ملی و تداعی شاعبه نگاه تبعیض آمیز حاکمیت به اقلیت های قومی-فرقه ای
-تضعیف مقاومت ملی در شرایط بحران از طریق افزایش سطح انتظارات و مطالبات جامعه
-امنیتی کردن مطالبات قومی-فرقه ای
رصد خبرگذاریها و مراکز پژوهشی مخالف نظام در محیط های وب بیانگر این
است که مهم ترین اهداف آفندهای شبکه ای، ایجاد تنش های اجتماعی با ترفند
تداعی شائبه نگاه تبعیض آمیز حاکمیت به آنان و تشویق ناسیونالیسم قومی است.
2-2 بهره گیری از ظرفیت مکمل دیپلماسی رسانه ای
یکی از تدابیر مجریان تهاجم شبکه ای تاکید بر تهاجم رسانه ای به عنوان
نقش مکمل آفندهای شبکه ای است. از این رو همسو با گسترش شبکه های اجتماعی
مانند فیس بوک و تویتر شاهد افزایش رسانه های صوتی و تصویری مخالف نظام نیز
هستیم. گسترش شبکه های تلوزیونی ماهواره ای مانند شبکه خبری بی.بی.سی
فارسی و صدای آمریکا در این راستا قابل ارزیابی است.
3-2 بهره گیری از ظرفیت نهادهای تقنینی
یکی شاخص های مختصات تهاجم شبکه ای حمایت نهادهای تقنینی و نظارتی
کنگره آمریکا از آفندهای شبکه ای است که از مصادیق آن میتوان به تصویب
قانون قربانیان سانسور در ایران اشاره کرد که مجلس سنای آمریکا با اتفاق
آرا در 23جولای 2009(1مرداد1388) آن را به تصویب رساند و به موجب ان مبلغ
55 میلیون دلار با هدف شکستن فضای فیلترینگ و گسترش فضای اطلاع رسانی در
ایران اختصاص یافته است. سناتورهای دموکرات باب کیسی و تد کافمن، سناتورهای
جمهوری خواه جان مک کین و لیندسی گراهام و سناتور مستقل جوزف لیبرمن از
طراحان این قانون بودند.
ازمبلغ 55 میلیون دلار، 30 میلیون دلار آن برای گسترش برنامه و افزایش
کارمندان رادیو اروپای آزاد( رادیو آزادی یا رادیو فردا)، شبکه خبری فارسی
صدای آمریکا خنثی سازی پارازیت های ماهواره ای، مقابله با بسته شدن پیامک
های شبکه تلفن همراه، افزایش وب سایت ها، حمایت از برنامه های فارسی
بی.بی.سی و حمایت از سایت های اجتماعی مانند فیس بوک و تویتر و مبلغ
20میلیون دلار نیز برای رفع و دور زدن فیلترینگ در فضای سایبر اختصاص یافته
است.در این طرح همچنین مبلغ 5میلیون دلار به وزارت امور خارجه اختصاص داده
شده تا در زمینه ی تهیه ی گزارش از موارد نقض حقوق بشر در ایران به ویژه
پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هزینه کند. در این قانون دولت
باراک اوباما ملزم شده فهرستی از شرکت هایی که به دولت ایران ابزار کنترل
فضای اینترنت را فروخته اند از پروژه های دولتی آمریکا کنار گذاشته شوند.
4-2 بهره گیری از ترفندهای شایعه سازی مخرب
از مهم ترین مختصات تهاجم شبکه ای تمرکز آفندها بر ایجاد و ترویج شایعه
های براندازانه و مخرب با هدف ایجاد تنش سازی و بی ثیاتی در دو سطح گسسته و
متراکم است. شایعه یعنی خبر یا اطلاع غیرموثقی که به صورت غیر رسمی مبتنی
بر مشهودات و قول اجماع بوده و اعتبار خود را از تواتر و شیوع می گیرد.
ساختارهای شبکه ای مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران با شایعه سازی به
برنامه ریزی در محیط های شبکه ای و مجازی پرداخته و عمق استراتژیک اقتدار
نظام را در دو بعد داخلی و خارجی به چالش می کشانند. عمق استراتژیک سیاسی
در بعد داخلی عبارت است از راهبردی که بتواند زمینه ی پشتیبانی حداکثری و
مستمر مردم را از سیاست ها و برنامه های نظام در داخل و خارج به دست آورد.
مجریان تهاجم شبکه ای سعی دارند با بهره گیری از ترفند کاریکاتوریسم امنیتی
اخبار واقعی را از طریق تصاویر مجازی تحریف و در راستای شکاف سازی میان
سطوح حاکمیتی جامعه و ب تبع آن تضعیف اقتدار ملی برنامه ریزی کنند.
5-2 بهره برداری ابزاری از ظرفیت گروهک های ضدانقلاب در فضای سایبر
یکی از برنامه های گروهک های تروریستی مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران
بهره گیری از فضای سایبر با هدف تنش افزایی، بحران زایی و شکاف زایی میان
سطوح جامعه و حاکمیت است که از مصایق آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-بهره گیری منافقان از پیامک های تلفن همراه یا بلوتوث در راستای ناامن
سازی فضای جامعه و یا شایعه سازی آنان مبنی بر بیماری شدید رهبر فرزانه ی
انقلاب
-ارتباط تلفنی با برخی مسئولان رده میانی و تلاش برای تخلیه ی اطلاعاتی
آنان در فضای سایبر به ویژه در حوزه ی فعالیت های موشکی، هسته ای، امنیتی
یا نظامی
-رخنه در وبلاگ شخصی خبرنگاران و اعلام تمایل برای جذب هدفمند خبرنگار
آزاد در محیط های مجازی ( به عنوان مثال گروهک منافقان بدون افشای هویت خود
با نفوذ در وبلاگ خبرنگاران، ارتباط دهی و ابراز تمایل برای همکاری با
آنان تلاش می کنند از آنها در راستای جمع آوری اطلاعات بهره برداری ابزاری
کنند).
6-2 تضعیف ثبات امنیت روانی جامعه
یکی از شاخص های تهاجم شبکه ای دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران، تضعیف
بنیان های اعتقادی و امنیت روانی جامعه است که از مصادیق آن می توان به
شایعه سازی در خصوص زندگی پیامبر اکرم(ص)، ایجاد و نشر تصاویر غیر اخلاقی و
کلیپ یا بلوتوث و تشکیک جامعه به قوانین مجازات اسلامی مانند احکام
ارتداد، قصاص و سنگسار اشاره کرد.
7-2 گسترش شیعه هراسی و هزینه افزایی ضرایب انتظام بخشی استان های مرزی
تمرکز جنگ شبکه ای مخالفان نظام بر گستره افزایی آفندهای شیعه هراسی
مبین برنامه ریزی هدفمند تهاجم نرم برای تضعیف زیرساخت های استان های مرزی
جمهوری اسلامی ایران است که برخورداری اکثر این استان ها از موزاییک های
قومی باعث می شود در صورت نابود بسته سیاسی منسجم بستر شکل گیری برخی تنش
های فرقه ای در سرحدات و شهرهای مرزی را فراهم کند و هزینه های انتظام بخشی
کلان کشور در برنامه ی پنجم توسعه را افزایش دهد. برخی شیوه ها و اهداف
ایران هراسی و شیعه هراسی در ساختار تهاجم شبکه ای عبارت اند از:
-بهره گیری از بار منفی واژه ها، کلمات و مفاهیم حساسیت برانگیز در
افکار عمومی( مانند نسبت دادن بنیادگرایی به الگوی حکومتی جمهوری اسلامی
ایران یا کاربرد مکرر کلمه ی ناکارآمدی ساختارها و کارگزاران نظام در وب
سایت خبرگزاریهای بین المللی)
-انعکاس چهره ی مخدوشی از هویت ایرانی-اسلامی( مانند نمایش فیلم فتنه در
محیط های سایبر که گرت ویلدرس، نماینده ی مجلس و رهبر حزب ضد مهاجرت هلند،
آن را ساخته است)
-تداعی تصاویر خشنی از اهداف، ماهیت و دورنمای انقلاب اسلامی ایران
-انگاره سازی های هدفمند( تداعی شکلی و قرار دادن تصاویر کارگزاران نظام در کنار تصاویر افراد غیرمحبوب در محیط های وب).
3 محیط سایبر و بایسته های مدیریت پیشگیرانه پلیس کشور در سند چشم انداز
به منظور حداکثر بهره گیری و هم افزایی بهینه ی ظرفیت های نظام برای
مقابله با آفندهای تهاجم شبکه ای، متولیان امر باید در سطح کلان در لایحه
برنامه پنجم توسعه تدابیر بازدارنده ای که به ارتقای امنیت فضای سایبر منجر
میشود را به عنوان یکی از اصول سیاست های انتظامی کلان کشور مورد توجه
قرار دهند. در سطح خرد نیز نیروی انتظامی می تواند با اتخاذ تدابیر و ایجاد
نهادهای امنیتی لازم به ارتقای امنیت فضای مجازی کشور کمک کند. از طرفی در
شرایطی که تهاجم نرم همسو با تهدیدهای نیمه سخت( گسترش احتمالی دامنه ی
تحریم ها) به یکی از الویت های دیپلماسی خصمانه ی مخالفان نظام جمهوری
اسلامی ایران تبدیل شده به تبع بر اهمیت تبیین پاداستراتژی منسجم برای مهار
آسیب های تهاجم سایبر افزوده شده است. مهم ترین تدابیری که می تواند ظرفیت
مدیریت پیشگیرانه ی پلیس کشور را برای مقابله با جرائم انتظامی-امنیتی در
فضای سایبر ارتقا دهد عبارت اند از:
1-3 بهره گیری از تجربیات سایر کشورها متناسب با شرایط بومی کشور
اهمیت مدیریت نرم افزاری فضای سایبر در ساختار انتظامی-امنیتی کلان سایر
کشورهای توسعه یافته به حدی است که کشورهایی مانند ایالات متحده ی آمریکا،
انگلیس و فرانسه که صاحب بسیاری از سرورهای محیط وب هستند، نظام مند کردن
فضای سایبر را به عنوان یکی از الویت های امنیت ملی خود تعریف کرده و برای
سامان دهی چارچوب فعالیت کاربران در شبکه ی مجازی قوانین متعددی را وضع
کرده اند که مطالعه ی تطبیقی و بهره گیری از تجربیات آنان متناسب با شرایط
بومی کشور نه تنها می تواند ضرایب انتظام بخشی در سه سطح کلان شهری، استانی
و ملی را ارتقا دهد بلکه موجب کاهش محسوس هزینه های مدیریت خرد و کلان
پلیس کشور در سند چشم انداز شده و در عین حال باعث افزایش وحدت و امنیت
اجتماعی در سطح جامعه می شود، به ویژه اینکه توسعه جهانی فناوری اطلاعات و
ارتباطات و قرار گرفتن کشورها در دهکده ای جهانی بر اهمیت مهندسی
انتظامی-امنیتی محیط های شبکه ای افزوده و ارتباط تنگاتنگی را با ضرایب
اقتدار سنجی نظام به وجود آورده است.
جمهوری اسلامی ایران با بهره گیری از تجربیات سایر کشورها متناسب با
شرایط بومی کشور نقش مهمی را در ارتقای امنیت فضای مجازی ایفا می کند. به
عنوان مثال مهم ترین قوانینی که کنگره ی آمریکا در راستای ارتقای ضرایب
انتظامی-امنیتی فضای سایبر تصویب کرده در جدول1 مشخص شده است که ما می
توانیم با بومی کردن برخی از این قوانین بر امنیت فضای سایبر محیط خود
بیافزاییم.
2-3 تدوین بسته سیاسی منسجم برای مقابله با آفندهای تهاجم شبکه ای
یکی از تهدیدات امنیت ملی در برنامه ی پنجم، وجود برخی خلاهای
تقنینی-نظارتی یا عدم حسن اجرای مناسب قوانین مصوب برای مقابله ی موثر با
جرائم امنیت ملی در فضای مجازی است.
1-2-3 ایجاد شبکه اینترنت ملی
در بند 44 سیاست های کلی برنامه پنجم توسعه بر ایجاد سامانه
یکپارچه نرم افزاری-اطلاعاتی، ارتقای سطح حفاظت از اطلاعات رایانه ای،
توسعه علوم و فناوری های مرتبط با حفظ امنیت سامانه های اطلاعاتی و ارتباطی
به منظور صیانت از فضای تبادل اطلاعات و مقابله با تخلفات رایانه ای تاکید
شده که تحقق آن مستلزم شناسایی و آسیب شناسی تهدیدها در فضای سایبر است.
اکثر سرورهای شبکه اینترنت در اختیار و کنترل ایالات متحده
آمریکاست که در صورت تحریم رسانه ای احتمال دارد تداوم خدمات رسانی را
متوقف و باعث مختل شدن نظام بانکی و اقتصادی شود، به عبارتی با توجه به
مبهم بودن عمق، دامنه و نوع تحریم ها و همچنین فقدان ایمنی کامل شبکه فیبر
نوری، توصیه می شود ایجاد اینترنت ملی، تنوع سازی ارتباط با شبکه جهانی
اینترنت مانند ارتباط ماهواره ای و سیستم عامل ملی و نرم افزارهای کاربردی
هرچه سریعتر عملیاتی شود تا عمق آسیب پذیری نظام از جانب جنگ های اطلاعاتی
کاهش یابد. ایجاد اینترنت ملی به مفهوم قطع ارتباط با خارج از کشور نیست،
بلکه فقط بانک اطلاعات در داخل کشور نگهداری شده تا اگر دشمن تمام ورودی
های اینترنت را قطع کرد، بتوان سایت های داخل را با حداقل مشکل مدیریت کرد،
بتوان سایت های داخل را با حداقل مشکل مدیریت کرد. دوازده سرور موجود در
محیط های وب، یازده سرور در آمریکا و یک سرور در کاناداست.
2-2-3 تقویت ضریب ایمنی داده های راهبردی
در حال حاضر وضعیت امنیت فضای تبادل اطلاعات کشور به ویژه در
حوزه دستگاه های دولتی در سطح نامطلوبی قرار دارد که از دلایل آمن می توان
به فقدان زیرساخت های فنی و اجرایی برای ایمن سازی فضای تبادل اطلاعات و
فقدان نظام تحلیل و مدیریت مخاطرات امنیتی در محیط سایبر اشاره کرد،
بنابراین همزمان با تدوین سند راهبردی امنیت فضای تبادل اطلاعات، توجه به
مقوله ایمن سازی فضای سایبر و مدیریت امنیت نظام اطلاعات به ویژه در
ساختارهای استراتژیک نظام اطلاعات به ویژه در ساختارهای استراتژیک نظام از
نیازهای حیاتی برنامه پنجم توسعه است.
همچنین یکی از اهداف اصلی جنگ های سایبر، بهره گیری از بمب
های الکترومغناطیس و نفوذ هکرها برای مختل سازی شبکه نرم افزاری داده
استراتژیک وده که توصیه می شود با کاربست فناوری های نوین و یا میکروفیلم
های پشتیبان، ضریب ایمنی داده های راهبردی را افزایش داد. از طرفی هرچقدر
جمهوری اسلامی ایران بتواند با بهره وری مناسب از فنون جنگ اطلاعاتی، قدرت
تمیز و چشم الکترونیک نیروهای مهاجم را مختل کند ضریب آسیب پذیری بانک های
اطلاعاتی کاهش می یابد که موفقیت آن مستلزم توسعه تعامل ساختارهای عملیاتی و
مراکز تحقیقت هو-فضاست.
تصویب کنوانسیون جرائم رایانه ای و گزارش توجیهی آن در نوامبر
2001 و امضای آن از سوی سی کشور، تصویب قوانین مبارزه با این جرائم در
قوانین داخلی و ایجاد واحدهای مبارزه با جرائم سایبر در ساختار پلیس این
کشورها، تجهیز نیروهای پلیس به جدیدترین سخت افزارها و نرم افزارهای کشف
این گونه جرائم و جذب و به کارگیری نیروهای متخصص برخی دیگر از مهم ترین
اقدامات پیش رویدادی پلیس کشور در فضای سایبر است.
3-2-3 ایجاد زیرساخت های تقنینی مناسب به منظور حمایت و صیانت از حقوق شهروندی
مجریان تهاجم سایبر عمق استراتژیک اقتدار ملی را هدف قرار می
دهند که به معنای مدیریت آفندهایی است که بتواند پشتیبانی حداکثری و تضمین
شده مردم، کشورها و مجامع بین المللی را ا سیاست ها و برنامه های دولت
تضعیف کند.
یکی از تدابیر پیش دستانه جمهوری اسلامی ایران برای مقابله
موثر با تهاجم شبکه ای، تضعیف پیش زمینه های اثربخشی تهاجم سایبر است و از
مهم ترین موارد آن می توان به حمایت نهادهای تقنینی و نظارتی در راستای رفع
خلاهای قانونی برای حمایت و صیانت از حقوق اساسی ملت اشاره کرد که می
تواند در دو حوزه زیر پیگیری شود:
1.کاربست سازوکارها، تدابیر، اقدام ها و زیرساخت های
تقنینی-نظارتی لازم برای تسهیل و تسریع توسعه زیرساخت های شبکه ای متناسب
با حجم تهدیدهای سایبر در برنامه پنجم توسعه.
2.کاربست موثر سازوکارهای تقنینی-نظارتی برای صیانت از حقوق شهروندی و تحقق نظام مردم سالاری دینی در چارچوب قانون اساسی.
4-2-3 توسعه زیرساخت های مهندسی انتظامی-امنیتی دیجیتال
استفاده از ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات برای تبیین،
گسترش و ارتقای نظام امنیت اجتماعی با بهره گیری از فضای مجازی را مهندسی
انتظامی سایبر میگویند که درواقع بخشی از فرایند توسعه ضرایب انتظام بخش
کشور است و تاثیر مثبتی بر امنیت افزایی ایفا میکند که منظور از آن، کاربست
مناسب روش های پلیسی در فضای مجازی و شبکه اطلاع رسانی آن لاین به جامعه
با مناسب ترین شیوه، کمترین هزینه و بالاترین کیفیت در حداقل زمان است که
بتواند بستر تعامل پویا میان مردم، شبکه نخبگان و پلیس کشور را فراهم کند.
5-2-3 ایجاد پلیس سایبر برای شناسایی و پیگرد مجرمان در فضای مجازی
یکی از کاستی های پلیس کشور برای مقابله موثر با جرائم امنیت
ملی در فضای سایبر وجود سیاست های جزیره ای در حوزه مدیریت پیشگیرانه امنیت
نرم است. در این راستا رفع خلاهای تقنینی، نظارتی و اجرایی شکل گیری پلیس
سایبر در ساختار انتظامی کشور نقش مهمی را در نظام مند کردن و اثر بخشی
حداکثری سیات های پلیس کشور ایفا می کند.
سهولت فعالیت در فضای سایبر و نبود محدودیت دنیای واقعی در آن
باعث شده تا جرائم ارتکابی انسان ها گسترده تر، پیچیده تر، سریعتر و کم
هزینه تر شود. از این رو فضایمجازی بسته های سیاستی خاص خود را می طلبد تا
در قالب آن تعقیب و دستگیری مجرمان در محیط سایبر فراهم شود. چنین نظامی را
پلیس سایبر می نامیم. وظیفه پلیس سایبر ردیابی، شناسایی و ایجاد محدودیت
برای مجرمان در فضای مجازی است. لازمه این امر رفع خلاهای تقنینی-نظارتی،
تربیت افراد متخصص، داشتن ابزارهای پیشرفته عملیات در فضای سایبر و همکاری
مردم است. پلیس سایبر، وب یا شبکه در حوزه مقابله پیشگیرانه با جرائم فضای
سایبر از قبیل نفوذ غیرمجاز، خرابکاری اطلاعات و کلاهبرداری اینترنتی
فعالیت می کند.
در معونت آگاهی نیروی انتظامی ایران نیز بخشی برای مبارزه با
جرائم رایانه ای ایجاد شده است. پلیس سایبر بخشی از توسعه فناوری اطلاعات
در کشور است. با توجه به این نکته که نیروی انتظامی مسئولیت برقراری نظم در
جامعه را دارد، رفع خلاهای تقنینی-نظارتی ایجاد و توسعه پلیس سایبر می
تواند نقش مهمی در تهدیدات امنیت اجتماعی در فضای مجازی ایفا کند.
پس از حوادث تروریستی یازده سپتامبر و چیرگی گفتمان امنیت
محور، دولت بوش با هدف مقابله با سابر تروریسم اصلاحیه قانون بدون مجوز
شنود تلفنی را توشیح کردکه براساس آن شرکت هایی که در حوزه جاسوسی داخلی و
یا زیر نظر آژانس امنیت ملی فعالیت می کردند، دیگر برای شنود تلفنی نیازی
به اجازه دادگاه نداشته و ا مصونیت قضایی برخوردار می شوند. پیروان حقوق
بشر به دلیل اینکه اجرای این قانون برخی آزادی های مصرح در اصلاحیه چهارم
قانون اساسی آمریکا را نقض می کند با آن مخالف اند.
تنوع، پیچیدگی و لزوم مقابله با تهدیدها در فضای مجازی به حدی
اهمیت یافته که رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا دفتر ویژه ای را در کاخ
سفید با عنوان ناظر و هماهنگ کننده کاخ سفید در امنیت فضای سایبر بر ای
خنثی سازی آسیب های ناشی از تهاجم هکرها به شبکه سایبر نهادهای فدرال ایجاد
کرده است.
باراک اوباما در 29 مه 2009 اعلام کرد:(( این مرکز در کاخ
سفید مستقر و با همکاری شورای عالی امنیت ملی، سازوکارهای مبارزه با
تهدیدهای شبکه ای را بررسی می کند، زیرا در شرایط کنونی ارتقا زیربناهای
امنیت دیجیتالی و شبکه های اینترنتی از سرمایه های استراتژیک ملی هستند و
بایستی مراقبت شوند)).
6-2-3 بهره گیری موثر از ظرفیت فناوری های نوین در ساختار مدیریت بحران های امنیت اجتماعی
یکی از روش های توسعه انتظامی مطلوب در سند چشم انداز، بهره
گیری بهینه پلیس کشور از ظرفیت فناوری شبکه سایبر است به طوری که یکی از
ابزارهای ارتقای مهندسی امنیتی، کاربست فناوری های نوین مانند بیومتریک در
ساختار امنیت ملی بوده و اهمیت آن در حدی است که در ماده(119) قانون برنامه
چهارم توسعه بر لزوم ارتقای فناوری های نوین، هوشمند و نظام های اطلاعاتی
در توسعه سامانه های دفاعی به ویژه سامانه های الکترونیکی، هوا- فضا،
دریایی و پدافند هوایی تاکید شده است. از مهم ترین مصادیق آن می توان به
گسترش کاربست فناوری بیومتریک در توسعه نظام جامع امنیت مرزی، تشکیل بانک
اطلاعات مجرمان، صدور گذرنامه های بیو متریکی و پیش گیری از آسیب های
اجتماعی مجرمان سابقه دار اشاره کرد.
سهولت کاربرد، سرعت عملکرد، هزینه کم، میزان پذیرش
بالایکاربری، سطح امنیتی بالا، دوام و پایداری بالا از مهم ترین فرصت های
توسعه کاربست دانش بیومتریک در ساختار امنیتی- نظامی و انتظامی است. به
عنوان مثال، مهم ترین کاربردهای نهادینه سازی دانش بیومتریک در ساختار
انتظامی- امنیتی برنامه پنجم عبارت اند از:
-امنیت فضای سایبر
-امنیت نظام مالی و پولی
-افزایش اهمیت کارت های هوشند
-رای گیری الکترونیکی
-کنترل و نظارت دقیق تر رفت و آمد مسافران در مبادی ورودی و خروجی کشور
-صدور گذرنامه ها و شناسنامه های بیومتریکی
-تقویت نظارت نامحسوس در اماکن عمومی
-توسعه ضریب امنیت مرزی
-تشکیل بانک اطلاعاتی مجرمان و نظارت دقیق تر بر زندانیان آزاد شده، بزهکاران و یا مجرمان سابقه دار
تایید سریع هویت و آمارگیری دقیق از بازماندگان، مجرمان و متوفیان در شرایط وقوع بحران های طبیعی، امنیتی و نظامی
7-2-3آسیب شناسی گسترش روزافزون وبلاگ نویسی و تاثیر آن بر ضرایب انتظامی برنامه پنجم توسعه
از ملزومات مهار تهدیدات امنیت اجتماعی در محیط سایبر، آسیب
شناسی گسترش وبلاگ های ساختارشکن در فضای وب و تاثیر آن بر شکل گیری
نافرمانی مدنی و گسترش آشوب های اجتماعی است که در صورت نبود راهبردی
منسجم می تواند هزینه های انتظام بخشی برنامه پنجم توسعه و سند چشم انداز
را افزایش دهد.
وبلاگ های ساختار شکن و ساختار برانداز که معمولا به سادگی
ایجاد شده و نیاز به تخصص بالای بلاگرها ندارد، به راحتی در محیط های مجازی
به یک هویت مستقل تبدیل و بدون اینکه شناسایی شوند به گسترش بسترهای
ناامنی اجتماعی اقدام می کنند.
در این راستا مجلس شورای اسلامی با قانونمند کردن دامنه
فعالیت و نحوه تاسیس سازمان های مردم نهاد، نظارت دقیق بر حسن اجرای قوانین
مرتبط با جرائم رایانه ای و حمایت تقنینی- نظارتی از توسعه هدفمند شبکه
های رسانه ای برون مرزی، نقش مهمی را در خنثی سازی تهدیدهای مخرب محیط
سایبر ایفا می کند. توسعه گشت های اینترنتی پلیس یکی دیگر از تدابیر پیش
رویدادی یا کشف پیش دستانه جرائم رایانه ای است.
8-2-3 تقویت رایزنی پلیس کشور با سایر ساختارهای مرتبط با مدیریت امنیت فضای مجازی
مدیریت انتظامی فضای شبکه به عنوان یک موضوع فرابخشی مستلزم
هم اندیشی، همکاری و هم افزایی ظرفیت نهادهای متعدد بوده و لازم است پلیس
کشور برنامه ریزی منسجمی را برای نحوه تعامل با سایر ساختارهای مرتبط تعریف
کند. به عبارتی مدیریت انتظامی پیشگیرانه فضای وب نیازمند وجود راهبرد
تصمیم گیری میان ساختارهای حاکمیتی است و تصویب قوانین انتظامی صرف به
تنهایی برای ارتقای امنیت فضای سایبر کافی نیست.
اهمیت و جایگاه اصل یکپارچگی و همسوسازی سیاستگذاری ها در
پیشگیری از وقوع تهدیدات امنیت اجتماعی در فضای شبکه به حدی است که در کشور
توسعه یافته ای مانند ایالات متحده آمریکا بخشی با عنوان سازمان تامین
امنیت اجتماعی بنیان گذاشته شده و قسمتی از فعالیت خود را بر ارائه خدمات
رفاهی و درمانی به سه طیف سال خوردگان، معلولان و بازماندگان بی سرپرست در
فضای شبکه متمرکز کرده که نقش مهمی در ار تقای سطح رضایتمندی عمومی،
پیشگیری از نارضایتی طیفی از اقشار جامعه و به تبع آن کاهش هزینه های
انتظام بخشی کلان کشور ایفا می کند که این خود جلوه ای از مفهوم فرابخشی
بودن مدیریت انتظامی و نقش تاثیرگذار سایر نهادها در فضای سایبر است.
9-2-3 آسیب شناسی روابط عمومی ناجا در ساختار مدیریت پیشگیرانه تهدیدات امنیت ملی
رسانه ها به دلیل تاثیرگذاری مستقیم در هنجارسازی و فرهنگ
سازی از ظرفیت بالایی برای پیشگیری از وقوع بحران های اجتماعی برخوردارند.
همچنین رسانه ها نقش مهمی را در نهادینه سازی فرهنگ خودکنترلی در جامعه و
کاهش هزینه های انتظام بخشی ناجا ایفا می کنند، زیرا تقویت خودکنترلی به
ایجاد حالتی ثابت درون فرد منجر می شود که طی آن بدون کاربست ابزار قهریه
به انجام درست وظایف و مسئولیت ها رهنمون شده است.
10-2-3 تبیین طرح جامع حمایت شبکه ای ناجا از سرمایه های اجتماعی
یکی از ریشه های شکل گیری تهدیدات انتظامی، نبود نگاهی جامع،
فرابخشی و راهبردی برای حراست از سرمایه های اجتماعی در ساختار امنیتی
برنامه پنجم توسعه است. اصطلاح سرمایه اجتماعی که تحت برخی شرایط قابل
تبدیل به سرمایه اقتصادی است،برای اولین بار در اثر کلاسیک جین جاکوب، به
نام مرگ و زندگی در شهرهای بزرگ آمریکایی1961 به کار رفت.
به طور خلاصه سرمایه اجتماعی شبکه تعاملی در هم تنیده ای میان
مردم، ساختارهای حاکمیتی و نهادهای مدنی است که زیربنای آن را اعتماد
متقابل تشکیل می دهد و به تبع هرقدر ریشه های آن گسترده تر باشد به همان
میزان ضریب وقوع بحران های اجتماعی کاهش می یابد. زیرا وجود اعتماد متقابل
میان مسئولان و مردم، ضریب آستانه مقاومت ملی در برابر مولفه های بحران زا
را افزایش می دهد.
تقویت نظارت همگانی ناجا در فضای سایبر نقش مهمی در انسجام
بخشی اعتماد جامعه به ساختار پلیس کشور ایفا می کند. به عبارتی حمایت های
تقنینی، نظارتی و اجرایی در توسعه کمی و کیفی مرکز نظارت همگانی ناجا نقش
مهمی در پیشگیری از وقوع بحران های اجتماعی و پرهیز از نگاه تشریفاتی به
این مرکز، که در سال 1379 تاسیس شد، ایفا می کند.
جمع بندی و نتیجه گیری
متناسب با پیچیده تر شدن روابط و شبکه های اجتماعی در عصر
پست مدرنیته و خارج شدن این روابط از حالت های ساده اولیه که جنبه فیزیکی و
محسوس داشت، بر اهمیت افزایش امنیت شبکه و بررسی فرصت ها و آسیب های
احتمالی آن بر ابعاد مختلف اقتصادی،فرهنگی و سیاسی افزوده شده که این خود
ضرورت تبیین نظام جامع مدیریت نرم افزاری تهدیدات امنیت اجتماعی در فضای
شبکه ای را دوچندان کرده و باید به عنوان یکی از بنیان های توسعه امنیت ملی
مورد توجه متولیان امر قرار گیرد.
از طرفی با توجه به پررنگ شدن آفندهای تهاجم نرم افزاری و
برنامه ریزی مخالفان نظام برای حداکثر بهره گیری از فضای مجازی با رویکرد
سامان دهی تنش های چند بعدی در سطوح دانشجویی، قومی، فرقه ای، صنفی و
اجتماعی و ارتباط نزدیک آن با کارویژه های ناجا، ضرورت تبیین نقشه راهی
منسجم برای مدیریت نرم فضای سایبر در فضای انتظامی را دوچندان کرده که هر
میزان ضریب هدف محوری(انسجام فکری) و برنامه محوری(انسجام رویه ای) متولیان
امر افزایش یابد به تبع بر سطوح اثربخشی و کارآمدی مدیریت انتظامی نرم
افزاری در محیط شبکه نیز افزوده می شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 10:35 توسط parviz.m
|